استاد قائنى
حيثى شد ، يعنى جمع شد با همديگر . شما قبول داريد همانطورى كه بين حرمت و وجوب تضاد است ، بين حرمت و كراهت هم تضاد است . تضادى كه آقايان قائل هستند در احكام خمسه بين خصوص وجوب و حرمت كه نيست ، بگويند كه آقا اين شىء هم مستحب است و هم مكروه است .
استاد بستانى
اگر حيثى باشد ، اصلًا نبايد تنافى باشد .
استاد قائنى
تنافى نيست ، لذا عرض مىكنم بين مستحب و مكروه تنافى است اما شما در اينجا تنافى نمىبينيد . گفتيم بين مستحب و مكروه تنافى ، چون حيثى است منافات بر طرف مىشود . اگر دلالت داشت بر استحباب فعلى من كل جهه كه نفى كراهت را بكند آن هم دلالت بر كراهت داشت كه نفى استحباب بكند درگير مىشد ، اما چون حيثى است صلات فى مرابض الغنم هم مستحب است و هم مكروه است با هم درگيرى ندارند .
استاد بستانى
پس آن هم حيثى است .
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٣١