نمىبينى يك چيز است ، واقعش دو حقيقت است اما تو نمىبينى . ما فرضمان اين است كه اول طى مىكنيم واحد حقيقى عينى ، نه تعدد ! و لذا آنجا مىگوييم تركيب اتحادى نه انضمامى . پس امر را واحد فرض مىكنيم كه لا تعدد فيه . چون امر واحد است مشكل اين است كه فرمايش آقاى نجفى مىشود كه واحد محبوبيت و مبغوضيت در آن جمع بشود ؟ اگر بنا شد حيثى را ما در نظر بگيريم ، بله ؛ واحد چون حيثيات مختلف دارد از حيث صلاتى مىگويد محبوب من است و با نماز در خانه و مكان مباح هيچ فرقى ندارد . از حيث غصبى صلاتش ديگر مكروه من نيست ، از حيث غصبى داراى تمام مفسدهء غصب و تمام عقوبت مترتبه بر آن هست . اتفاقاً محبوبيت و مبغوضيت چون به لحاظ حيثيات است با همديگر قابل جمع است . و اما نسبت به ثمره ؛ بحث ثمره اينجا همين صحت صلات در مكان غصبى بود كه ثمرهء مهم بحث همين است ، منتها اين ثمره را شما ممكن است بگوييد با بحث ترتّب يا مباحث ديگر حل بشود . صلات در مكان مغصوب را با بحث ترتّب نمىشود حل كرد . چرا نمىشود حل كرد ؟ نكتهاش اين است كه نماز در مكان مغصوب آن جايى كه بناست مأمور به و منهى عنه با هم درگير بشوند آن نقطه مثلًا سجده است كه تركيبش اتحادى است يعنى اين سجده فعل واحد است ؛ اين فعل واحد هم غصبٌ و هم سجدهٌ و جزء من الصلاه ؛ ديگر نرخ شاه عباسى است كه با ترتّب موارد تركيب اتحادى حل
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٣٣