فعليت الان دارد ، يعنى بالفعل الان آب مباح است قبل از ظهور حضرت آب مباح است اقتضاى به اين معنا .
استاد بستانى
دو سه نكته است يكى اينكه ايشان مى فرمايند مثال اولى كه اينجا زدند نجات مؤمن بود ، اينطور مواردى اينها را تفكيك كنيم بين امثله عقلى و عقلايى كه خود افراد مى فهمند . و بين مثالهاى شرعى كه ما مىخواهيم ثمره بگيريم ، از اين بحث مثل بحث صلاتيت و غصبيت . در اينطور موارد ما از كجا مىفهميم اگر به ما گفتند ( صَلِّ ) ملاكات احكام كه دست ما نيست از كجا ميفهميم آن غرضى كه از وجود صلاتى كه معراجيت و قربان كل تقى است ، هست يا نهى از فحشا و منكر است ، اين غصبيتش هيچ تأثير ندارد كه بگوييم و اين هيچ ارتباطى به او ندارد و هيچ تأثيرى با حصه مجتمعه ندارد و هيچ فرقى بين اين حصه و آن حصه ندارد آن حصه مجتمعه با غصبيت ارض مباح است اينها را از كجا بفهميم ؟
استاد قائنى
از اطلاق همين كه خدمت آقاى نجفى هم عرض كردم .
استاد بستانى
اينها را ما نمىفهميم احتمال نمىدهيم همين الان با وجود اين اطلاق كه شايد خود همين غصبيت تأثير دارد .
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١١٦