تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاعده ضمان يد تقريرات دروس شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

گفتار چهارم : مقصود از اداء چيست ؟

اگر چنان چه مال غير ، در جهتى استفاده شود كه از نظر عرف ، جدا كردن آن مال از آن جهت ، عادتاً ممكن نباشد ، مثلًا چنان چه كسى آهن يا آجرى را غصب كند و از آن در يك ساختمان استفاده كند ، به خصوص كه آن ساختمان ، ساختمان بزرگى باشد ؛ يا مثلًا نخى را در دوختن لباس و يا جرّاحى انسان و حيوانى به كار برده است ؛ و يا آن كه به واسطه مخلوط و ممزوج نمودن آن چيز با مال ديگرى ، برگرداندن مال زا نظر عرف متعذّر باشد ، تكليف آن به چه صورتى است ؟ در اين كه با اين عمل ، شخص مرتكب حرام و معصيت شده ، ترديدى وجود ندارد ؛ اما سؤال اين است كه در چنين مواردى آيا ردّ عين ، كه مستلزم تخريب ساختمان بسيار عظيم بوده ، واجب است ؟ يا اين كه مىتوان گفت چنين مواردى ، در حكم تلف است و بايد مثل و يا قيمت آن را پرداخت نمود ؟ . ترديدى نيست كه چنان چه بازگرداندن مال موجب تلف نفس محترم و يا حيوانى گردد ، جايز نيست كه عين مال را بازگرداند ؛ و از مواردى است كه امتناع شرعى دارد ؛ « والممتنع شرعاً كالممتنع عقلًا » . همانطور كه ترديدى نيست اگر غاصب ، اين مال را با مال شخص سوّمى مرتبط سازد ، مثلًا آن را در ساختمان ديگرى به كار ببرد ، در حكم تالف است و غاصب بايد بدل آن را به مالك بپردازد . نزاع و محلّ كلام در موردى است كه غاصب آن مال غصبى را در ساختمان و اموال مربوط به خود به كار ببرد . فقها در اين فرض بيان داشته‌اند :