نباشد و طمع را به دل خود راه ندهد و در فهم مطالب به اندك تحقيق اكتفا نكند ؛ كسى كه در شبهات از همه محتاطتر و در يافتن و تمسّك به دليل از همه مصرّتر باشد و از كثرت مراجعه كمتر خسته شود و در كشف امور از همه شكيباتر باشد و به هنگام روشن شدن حق با قاطعيت حكم دهد ؛ ستايش فراوان ، او را فريب ندهد و تمجيدهاى بسيار ، او را متمايل به جانب مدحكننده نسازد . اين گونه افراد بسيار اندكاند .
وظايف رهبر در برابر قضات شايسته
گفتيم از ديدگاه على عليه السلام افرادى كه داراى تمام شرايط لازم براى قاضى شايسته و عادل باشند ، بسيار كمياباند و زمامداران و مسؤولان حكومتى براى يافتن و به كار گماردن اين گونه افراد بايد تلاش و جديّت فراوان به كار برند . اما مسأله در اين است كه مسؤوليت زمامدار فقط به يافتن يا تربيت كردن و به كار گماردن قضات صالح محدود نمىشود ؛ چرا كه پس از يافتن قضات صالح ، دو مسألهء بسيار مهم دربارهء وظايف رهبر و چگونگى رفتار و برخوردش با قضات و حفظ و نگهدارىِ آنها در مسند قضاوت ، مطرح مىشود كه اهميّت آن حتى از يافتن اين افراد نيز بيشتر است :
اول اين كه زمامدار بايد مراقب باشد كه قاضى از لحاظ مادى در تنگنا قرار نگيرد ؛ زيرا در آن صورت محتمل است يا از كار خود كنارهگيرى كند ؛ يا دلسرد شود و به خوبى انجام وظيفه نكند و يا در خطر لغزش قرار گيرد و با تطميع و افتادن به منجلاب رشوه خوارى ، ناحقّ را حقّ و حقّ را ناحقّ كند .