از طرفى قوام سپاه ممكن نيست ، مگر به وسيلهء خراجى كه خدا از مال تودههاى مردم بيرون مىكشد ؛ زيرا [ سپاه ] با خراج براى جهاد با دشمن تقويت مىشوند و براى اصلاح كار خود به آن تكيه مىزنند و با آن نيازمندىهاى خويش را مرتفع مىسازند .
اين دو گروه نظام نمىگيرند ، جز با گروه سوّم كه « قضات » و « كارگزاران دولت » و « منشيان » هستند ؛ زيرا اين گروه ، قراردادها و معاملات را استحكام مىبخشند و مالياتها را جمعآورى مىكنند و در ضبط امور خصوصى و عمومى ، مورد اعتمادند .
تمام اين گروهها بدون « تجّار » و « پيشهوران » و « صنعتگران » پايدارى ندارند ؛ چون آنها به اميد سود گرد هم مىآيند و نيازهاى ديگر اصناف را با دست و بازوى خويش تأمين مىكنند كه در امكان ديگران نيست .
سپس قشر پايين نيازمندان و از كار افتادگان هستند و حق اين است كه از كمك و همكارى ديگران بهرهمند شوند .
تفكيك قوا و تقسيم كار بر اساس شايستگىها
گفتيم كه پيوستگى طبقات جامعه و قوام هريك از طبقات ، به واسطهء طبقهء ديگر است . حال مىگوييم كه هرگاه جامعه و فعّاليّتهاى اجتماعى بدين گونه به يكديگر وابسته و مرتبط باشد ( كه هست ) تقسيم كار ، امرى ضرورى ، و تفكيك قوا از مهمترين و اساسىترين كارهاى حاكم اسلامى خواهد بود .
بديهى است اگر مجارى امور مشخص و معين نباشد ، كارها در