جستوجوى پاكان و نزديك شدن به راستگويان و صراحتپيشگان است .
ضرورت تشويق و تنبيه و معيارهاى آن دو
آيين اسلام بر اساس عدل پايهگذارى شده است . عدل ، يعنى اين كه هر چيزى در جاى خود قرار بگيرد ؛ « الْعَدْلُ وَضْعُ الشَّىْءِ فِي مَحَلِّهِ » . بر اين اساس ، مديريت صحيح و منطبق با اسلام ، مديريتى خواهد بود كه در آن ، اولًا كارمند خادم و خائن هر دو به يك چشم ديده نشوند ؛ بلكه خائن تنبيه و خادم تشويق گردد . ثانياً ، معيار تشويق افراد ، تنها كار آنها و نتايج حاصله از آن باشد .
اگر در مديريّت يك نظام ، تشويق نباشد و افراد خادم همانند افراد خائن ، در كنار يكديگر و به طور مساوى از حقوق و مزايا و ساير تسهيلات بهرهمند شوند ، پس از مدتزمانى ، در افراد اين احساس به وجود مىآيد كه كارهاى خوب ، بىپاداش مانده و كوششهاى ارجمند بر باد مىرود ، و با اين احساس ، انگيزهء كار بهتر و بهكارگيرى استعدادهاى نهفته فلج شده و نظام به سستى و نابودى مىگرايد . به طريق اولى ، اگر تشويقها غيرعادلانه و بر اساس حبّ و بغض صورت گرفته باشد ، كارمندان [ و افراد زيردست ] ، بىتفاوت و نسبت به مدير بىاعتماد خواهند بود و هرگونه صداقت و صميميت را از دست خواهند داد :
وَ لا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِيءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ تَزْهِيداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ وَ تَدْرِيباً لِأَهْلِ