الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ كُلّاً مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ .
نبايستى نيكوكار و بدكار در پيشگاه تو برابر و يكسان باشند ؛ زيرا اين نگرش ، نيرومندترين عامل در بىتفاوتى نيكوكاران نسبت به نيكوكارى و تشويق بدكاران نسبت به بدكارى است ؛ و هركدام را مطابق كارش پاداش ده !
اعتماد به مردم
اساس حكومتهاى فاسد را بدبينى ، بىاعتمادى و سوءظن نسبت به مردم تحت حكومت تشكيل مىدهد . حاكم ، خود را تافتهء جدابافته از مردم مىشناسد و مردم را در جهت ضديت و دشمنى با دولتش مىداند و با همين ديد ، هميشه به خاطر اضطراب و نگرانىهايى كه از مردم دارد ، در پى كسب اطلاعات [ توسط سازمانهاى مختلف ] از مخالفان و سركوبى آنان و در جستوجوى بهانهاى است كه بتواند عقدهها و كمبودهاى خود را بر سر عدهاى مظلوم خالى نموده و چند روزى بيشتر حكومتش را در سايهء ارعاب و وحشت و . . . بر مردم تحميل نمايد .
در مقابل ، حكومت اسلامى بر اساس اعتماد و حسن ظنّ به مردم پىريزى شده است . حاكم در حكومت اسلامى ، مردم را در جهت دوستى ، هميارى و همكارى با خود مىشناسد و دولت خود را از مردم و مردم را از خود مىداند . او حركتهاى مردمى را در جهت استقرار حاكميت هر چه بيشتر دولت قلمداد مىكند و در اين زمينه ، نيازى به تحقيق و تجسّس نمىبيند و هميشه در پىِ كسب رضايت مردم تحت حكومت است :