تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كشور دارى از ديدگاه امام على (ع) (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
انصاف است كه انسان با وجود اين همه نعمت‌ها و مواهب بىشمار كه خداوند به او ارزانى داشته است ، باز هم ناسپاسى كند و در برابر مقررات خدا ، به تمرّد و سرپيچى دست بزند ؟ آن هم مقرراتى كه به صورتى بسيار مختصر و ساده وضع شده و تازه در اين مقررات هم سعادت و رستگارى خود همين انسان‌ها مورد نظر بوده است ؛ و گرنه خداوند چه احتياجى به ما دارد و برايش چه فرقى مىكند كه ما موجودات ضعيف و ناچيز ، مقرّرات او را انجام بدهيم يا خير ؟ نكتهء قابل توجّه اين كه گاهى ما انسان‌ها آن مقدار كه در مقابل ساير افراد انسانى احساس شرم و حيا و حق‌شناسى و شكرگزارى داريم ، در برابر خداوند همان مقدار را هم به جا نمىآوريم ؛ مثلًا اگر كسى احسان مختصرى دربارهء ما روا دارد و در لحظهء كوتاهى از زندگىمان كار كوچكى برايمان انجام دهد ، در مقابل او احساس قدردانى و حق‌شناسى مىكنيم تا جايى كه گاه مىگوييم وظيفهء اخلاقى ايجاب مىكند كه اين احسان را تا پايان عمر فراموش نكنيم و هر جا توانستيم ، براى جبران و قدردانى آن تلاش كنيم . امّا چطور است كه در مقابل اين همه احسان‌هايى كه از ناحيهء خداوند نسبت به ما ارزانى شده و اين همه مواهب و عنايات و الطاف الهى كه سراسر زندگى مان را از هر طرف پوشانده است ، وظيفهء اخلاقى احساس نمىكنيم ؟ چرا خود را موظف به حق‌شناسى و شكرگزارى از خدا - كه همانا اجراى دستورات او براى خوشبختى و رستگارى خودمان است - نمىدانيم ؟ آن هم دستوراتى كه از يك سو بسيار ساده بوده و به آسانى انجام‌پذير است ، و از سوى ديگر هيچ نفعى براى خداوند ندارد و انجام و