عدم انجامش در پيشگاه كبريايى او يكسان است و تازه نفع آنها تمام و كمال به خود ما بر مىگردد و فقط در راه تكامل و تعامل انسانى خودمان نقش دارد .
از اين بيان نتيجه مىگيريم كه هرگونه كفران نعمت در مقابل عنايات و الطاف الهى و هر نوع مخالفت و نافرمانى از دستورات خداوند ، نوعى بىانصافى نسبت به ساحت قدس الهى است .
مفهوم انصاف با مردم
انصاف در رابطه با مردم ، يعنى اين كه حقّ هر كسى همان گونه كه هست ادا شود و حقوق هر انسانى به طور كامل و به گونهاى مساوى رعايت گردد . حاكم در مقام حكومت ، از دو جهت بايستى با مردم با انصاف رفتار كند ؛ نخست در رابطه با خود ( چه در مسائل حكومتى و چه در مسائل شخصى ) و ديگرى در رابطه با خويشان ، دوستان و كسانى كه به وى نزديكترند .
در حكومت اسلامى مثلًا به هنگام تقسيم اموال عمومى ، انصاف حاكم به اين صورت است كه همهء افراد را به طور يكسان نگريسته و اموال و امكانات را به گونهاى مساوى بين مسلمانان تقسيم نمايد . در حالات شخصى نيز اگر حاكم ، به طور مثال ، همسايهء يكى از رعايا بود ، حق ندارد به مقتضاى همسايگى چيزى را به او تحميل كند . اگر مىخواهد جنسى را به او بفروشد يا از او خريدارى كند ، حقّ تحميل ندارد و نبايد جنس خود را به گرانترين قيمت بدهد و جنس او را با ارزانترين قيمت بگيرد . در هر دومورد بايدآنچه راكه عدل وحقّ وانصاف حكم مىكند به اجرا درآورد .