كلمات منبعث از وحى قرار دهيم ، نه آن كه اينها را در مسير افكار خودمان بگذاريم و بعد بخواهيم براى تأييد قضاوتهاى قبلى و افكار و عقايد خودساختهمان ، دنبال دستاويزهايى در اين كلمات مقدس بگرديم و محملهايى بتراشيم .
پس روش استفاده از قرآن و كلمات معصومين عليهم السلام اين است كه انسان خودش را در برابر آنها نسبت به مسائل مطرح شده ، صاحبنظر فرض نكند ، بلكه بايد تمام چيزهايى را كه در آن باره مىداند - يا خيال مىكند كه مىداند - كنار بگذارد و با ذهنى كاملًا خالى ، بدون هيچ قضاوت قبلى و عقيدهء ازپيشساختهاى به سراغ اين خورشيدهاى جهانافروز برود .
اكنون در صفحات آتى متن عهدنامه را با هم مىخوانيم .
هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلّاهُ مِصْرَ .
اين فرمانى است كه ضمن پيمانى بندهء خدا ، على امير مؤمنان به مالك اشتر فرزند حارث به هنگامى كه او را به فرماندارى مصر بر مىگزيند ، مىدهد .
به نظر مىرسد على عليه السلام با بيان جملهء « مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ » در صدد نشان دادن دو مطلب مهم و اساسى در فرهنگ اسلام است :
اوّل ، غفلتزدايى
بزرگترين آفت قدرتمندان ( كه بيشتر آنها گرفتار فساد ، تباهى ، ظلم ، ستم ، استثمار ، آدمكشى و . . . مىباشند ) غفلت از خودشان و چگونه
آيين كشور دارى از ديدگاه امام على (ع) (فارسى) — صفحة 20
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٠