5 - نحوهء استفاده از نهجالبلاغه
در فرهنگ تشيّع ، قرآن و نهجالبلاغه و ديگر آثار ائمهء معصومين عليهم السلام ، تنها الگوى خط فكرى انسانها و تنها راه تشخيص صحيح از باطل است .
با اين ديد ، در عرصهء ميدان تفكر ، اگر انديشمندان براى تأييد گفتار و نوشتارشان در زمينهء معارف اسلامى از قرآن و نهجالبلاغهء مولا و كلمات ديگر معصومين عليهم السلام تأييدى داشته باشند ، برداشتشان صحيح ، و گرنه باطل و بىاساس خواهد بود . اين است كه حضرات معصومين عليهم السلام ، براى روشن شدن صحت و سقم احاديث منقول ، فرمودهاند : احاديث منقول را با قرآن مقابله كنيد ؛ اگر مطابق قرآن باشد صحيح و گرنه جعلى و دستساز است .
اين مقابله و اين برداشت از قرآن و نهجالبلاغه و . . . به دو گونه صورت خواهد گرفت : نخست آن كه انسان ، خالى الذهن و بدون پيشداورى قبلى با اين كلمات مقدّس برخورد مىكند ؛ دوم آن كه با پيشداورى و الگوگيرى قبلى و با اعتقادى از پيش ساخته به سراغ قرآن ، نهجالبلاغه و ديگر آثار ائمهء معصومين عليهم السلام مىرود . بديهى است در صورت دوم ، برداشت ما از قرآن و نهجالبلاغه ، بينش قرآن و نهجالبلاغه نخواهد بود ؛ بلكه تحميل عقيده و ايده به قرآن و سوء استفاده از قرآن و نهجالبلاغه خواهد بود .
اينگونه مراجعه به قرآن و نهجالبلاغه ، نه تنها بهرهاى ندارد و چيزى از مفاهيم عاليهء قرآن و نهجالبلاغه به انسان نمىآموزد ؛ بلكه انسان را به انحراف و تباهى نيز خواهد كشاند . مگر نه اين است كه ما معتقديم قرآن كلام وحى است و نهجالبلاغه و كلمات ائمهء معصومين عليهم السلام از منبع وحى گرفته شده است ؟ پس اين ما هستيم كه بايد خود را در مسير كلام وحى و