4 - ارزش و اهميت سرزمين مصر
اوضاع سياسى سرزمين مصر و ارزش و اهميت آن هم از متن فرمان مبارك امام عليه السلام مشهود است و هم از مخاطب آن ، اگر مصر در آن زمان براى جهان اسلام اهميتى نداشت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ، يار باعظمت خود را كه به تعبير معاويه دست دوم آن حضرت محسوب مىشده به فرمانروايى آن جا انتخاب نمىكرد و چنانچه مصر از ارزش والايى برخوردار نمىبود ، حضرت امير عليه السلام چنين عهدنامه اى را براى فرمانروايىِ آن سرزمين نمىنگاشتند ، همهء اوضاع و احوال نشان مىدهد كه مصر براى حكومت اسلامى آن روز ، اهميت شايانى داشته و از ويژگى خاصى برخوردار بوده است .
بر همين اساس ، وقتى على عليه السلام پس از بيستوپنج سال سكوت و خانهنشينى و تحمل خار در چشم و استخوان در گلو و دم نزدن ، براى حفظ كيان اسلام ، بر مسند خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله كه حقّ ديرينهاش بود ، نشست به عنوان اولين قدم ، قيس بن سعد بن عباده را كه از افراد طرف اعتمادش بود ، به عنوان والى مصر انتخاب كرد . قيس به زودى وارد مصر شد و ولايت و حكومت آن جا را به عهده گرفت . اما معاويه كه از مدتى پيش ، چشم طمع به مصر دوخته بود و آرزو داشت آن جا را تحت نفوذ خود درآورد و از سويى با على عليه السلام دشمنى ديرينه داشت ، زمان را براى فتنهانگيزى مناسب ديد و بلافاصله براى قيس ، نامهاى نوشت و به او پيشنهاد كرد كه على عليه السلام را رها كرده و در عوض با وى بيعت كند . معاويه در اين نامه ، تمام حقّهها و نيرنگهاى رذيلانه را به كار برده بود . از يك طرف ، قيس را كاملًا تطميع كرده و به او وعدههاى بزرگ و فريبنده داده