آنجا كه با حق است ، سخن ان را بشنويد ، و از او اطاعت كنيد . او شمشيرى از شمشيرهاى خداست كه نه تيزى آن كُند مىشود ، و نه ضربت آن بىاثر است . اگر شما را فرمان كوچ كردن داد ، كوج كنيد ، و اگر گفت بايستيد ، بايستيد كه او در پيشروى و عقبنشينى و حمله ، بدون فرمان من اقدام نمىكند .
مردم مصر ! من شما را بر خود برگزيدم كه او را براى شما فرستادم ؛ زيرا او را خيرخواه شما ديدم ، و سرسختى او را در برابر دشمنانتان پسنديدم .
تمجيدى از زبان دشمن
وقتى خبر شهادت مالك به معاويه رسيد ، بىدرنگ بالاى منبر رفت ، تا اين خبر را به عنوان خبرى خوش براى مردمانى همچون خود اعلام كند ! در آن خطبه چنين گفت :
« اى مردم ، بدانيد على بن ابىطالب [ عليه السلام ] داراى دو دست بود و امروز هر دو دستش قطع شده و بىدست مانده است ؛ يك دستش عمار ياسر بود كه در جنگ صفين كشته شد و دست ديگرش ، مالك اشتر بود كه خبر مرگ او هم امروز به من رسيد . پس شادمان باشيد كه على [ عليهالسّلام ] بىدست مانده است . »
ملاحظه مىشود كه معاويه از روى نادانى ، توصيفى از مالك اشتر بر زبان جارى كرده كه به نوبهء خود ، نشاندهندهء مقام و شخصيّت مالك است ؛ زيرا وقتى كه معاويه از مالك به عنوان دست دوّم على عليه السلام نام مىبرد ، معلوم مىشود كه حتى دشمنان پليد هم مىدانسته و اعتراف داشتهاند كهمالكاشتر از نزديكترين ولايق ترين ياران آن حضرت است .