چون گردآورنده ، بيشتر از ديدگاه بلاغت و شيوايى بىنظير سخنان آن حضرت به اين آثار نگريسته ؛ لذا از اين زاويه به تدوين سخنان آن پرداخته و آن را نيز نهجالبلاغه ( راه بلاغت ) نام نهاده است .
2 - عهدنامهء مالك اشتر
يكى از فصول درخشان نهجالبلاغه كه همچون ساير مباحث آن رنگ جاودانگى خورده و به ابديت پيوسته است ، عهدنامهء مالك اشتر ، يا فرمان تاريخى على عليه السلام به يار وفادار و صحابى بزرگوارش مالك اشتر نخعى است . اين فرمان ، از چهارده قرن پيش تاكنون ، به صورت يك منشور جاودانه و انسانى و انسانساز در تاريخ و فرهنگ اسلامى باقى مانده است . امام على عليه السلام آن را هنگامى براى سردار رشيد اسلام و يار پاكبازش ، مالك اشتر نوشت كه آن شهيد پاكباخته مىرفت تا در سرزمين مصر ، احكام و اوامر مولايش على عليه السلام را پياده و اجرا كند .
امام على عليه السلام در اين نامه ، گرچه مالك اشتر را مخاطب قرار داده و قوانين حكومت عدل اسلامى و خط مشى و چارچوب آن را خطاب به او بيان فرموده است ، اما واقعيت آن است كه تمام انسانها ، در تمام مكانها و تمام زمانها ، مخاطب اين پيماننامه هستند .
در عهدنامهء مالك اشتر ، فشردهاى از نظريات و افكار و انديشههاى جهانتاب على عليه السلام آنچنان دقيق و عميق بيان شده است كه مىتوان گفت در آن ، تكليف تمامى افراد بشر ، چه به عنوان يك بنده و مخلوق در برابر پروردگار ، چه به عنوان يك انسان در جامعه ، چه به عنوان حاكمى كه مسؤول اجراى احكام اسلامى است و چه به عنوان فردى كه تحت