تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
انسان موجودى است كه به حسب طبع و فطرت ، آزاد آفريده شده است . و در انديشه و عمل آزاد است ؛ زيرا داراى عقل و ارادهء آزاد است و در پرتو آن مىتواند خوب و بد را تشخيص داده و هركدام را كه اراده كرد برگزيند . از همين روست كه در سرنوشت خود و كارهايى كه به رهبرى خِرَد و بر اساس اراده‌اش انجام مىدهد ، داراى مسؤوليت است . و هيچ‌كس در هيچ شرايطى حق ندارد كه اين آزادى را از او بگيرد و بر ارادهء او تسلّط يابد و او را تسليم خواسته‌هاى خود گرداند . امّا در اين ميان ، انسان‌هايى هستند كه از نظر استعداد و شعور ، در سطحى بالاتر از ديگران‌اند ، و بر اثرِ مطالعه و تحقيق و تجربه‌اندوزىِ بسيار و پختگى در كار و باروَر كردنِ نيروى عقل ، در تشخيص خوب و بد و آن‌چه به صلاح آدميان است ، گوى سبقت را ربوده‌اند و از درايت و بصيرت و درك برتر و نيرومندترى برخوردارند . و طبعاً بر ديگران است كه در هر چه مربوط به صلاح زندگى و سامان آن است ، از اين گروه ممتاز پيروى كنند ، يعنى آن‌ها كه نمىدانند و توان تشخيص ندارند و تجربه‌اى نيندوخته‌اند و ناپخته و خام‌اند ، آن‌هايى را كه مىدانند و توانِ تشخيص بالايى دارند و در گيرودار زندگى تجربه‌ها اندوخته و از پختگىِ لازم برخوردارند ، الگوى خويش قرار دهند و از فروغ دانش و آگاهى آن‌ها روشنى بگيرند . البته اين پيروى ، تنها در قلمروى است كه خود نمىداند . بنابراين ، اصلِ جارى در ميان انسان‌ها ، عدم تفارق آن‌ها با يكديگر است . و هيچ‌كس در عرصهء حيات انسان ، حقِ سلطه بر ديگرى ندارد و نمىتواند ديگرى را به كارى وادارد ، يا از كارى باز دارد ، و جلوى