آيا كسى چون حسين عليه السلام كه يزيد را بزرگترين مصيبت براى اسلام مىداند و بر اين باور است ، كه يزيد به پيروى از پدرش ، بر سرِ آن است كه اسلام را تباه كند و بساط وحى را برچيند ، آيا به او پيشْنهاد صلح مىدهد ؟ آيا حسين عليه السلام مىپذيرد كه انسانِ پليد و پلشتى چون يزيد را ، كه شعارش اين بود : « لا خَبَرٌ جَاءَ وَ لا وَحيٌ نَزَلْ » « 1 » بر اريكهء حكومت وحى و قرآن ببيند ؟ حسين عليه السلام روز عاشورا در كربلا در برابر چندين هزار دشمن كه آهنگِ جان او كرده بودند ايستاد ، و در حالى كه گروهى زن و فرزند پشت سرش بودند و پس از او بى كس و تنها مىماندند و به اسارت برده مىشدند ، همچنان استوار و نستوهْ ايستاد و فرمود :
« هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ؛ « 2 » ذلّت و پستى از ساحتِ ما دور است » . آيا چنين مرد بزرگ و با عزّت ، اكنون كه در محاصرهء يزيديان است ، مىپذيرد كه يا تسليم شود يا او را به هر جا كه مىخواهند تبعيد كنند ؟ « هَيْهاتَ » !
اين سخن « هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ » در روز عاشورا نمايانگر عظمت روح و نيّت و همّت بلندِ امام حسين عليه السلام است ، و صداى مُهيبِ آن مانند « رعد » در همه آفاق جهان درپيچيد ، كه بزرگ مردى چون حسين عليه السلام ، آن گاه كه در محاصرهء دشمن بود ، حتّا آب و نان به روىاش بسته شده بود ، در حالى كه عدّهاى زن و خواهر و دختر و كودكان همراه داشت ، و در حالى كه گرامىترين عزيزانش را از قبيل پسر و برادر و برادر زادگان و عمو زادگان و دوستان مخلص در خطر كشته شدن مىديد ، محكم و پابر جا ايستاد و بىآنكه كوچكترين ترديدى در رأى او پديد آيد فرياد برآورد : « هَيْهاتَ مَنَّا الذِّلَّةُ » و تن به پستى و ذلّت نسپرد . آيا چنين مردى را مىسزد كه پيشْنهادِ تسليم شدن را به انسان پست و پلشتى چون عمرسعد
هامش
( 1 ) . روضة الواعظين ، ص 191 .
( 2 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 99 ؛ مثير الاحزان ، ص 55 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 83 .