من نه براى آسايش و خودنمايى ، و نه براى فساد و ستمگرى خروج كردم . من براى خوشبختى و اصلاح امّت جدّم چنين كردم .
مىخواهم به معروف ، امر و از منكر ، نهى كنم .
2 . در سخنرانى خود در برابر لشكر كوفه و حرّ فرمود :
ايُّهَا النَّاسُ ، انَّ رَسوُلَ اللَّهِ - صَلّى اللَّهُ عَليه وَآله - قَالَ : « مَنْ رَآى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلًاّ لِحُرُمِ اللَّهِ ، نَاكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ ؛ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسوُلِ اللَّهِ - صَلّى اللَّهُ عَلَيهَ وَ آله - يَعْمَلُ في عِبَادِاللَّهِ بِالاثْمِ وَالعُدْوَانِ ؛ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيهِ بِفِعْلٍ وَلَا قَوْلٍ ؛ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ انْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ » الَا وَانَّ هولاءِ قَدْ لَزِموُا طَاعَةَ الشَّيطَانِ وَتَرَكوُا طَاعَةَ الرَّحمَنِ ، وَاظْهَروُا الفَسَادَ ؛ وَعَطَّلوُا الحُدوُدَ ، وَاسْتَأثَروُا بِالفَيِ ؛ وَاحَلّوُا حَرَامَ اللَّهِ ؛ وَحَرَّموُا حَلَالَ اللَّهِ ؛ وَانَا احَقُّ مِنْ غَيْرٍ . « 1 »
اى مردم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه ستمكارى را ببيند كه حرام خدا را حلال كرده و عهد و پيمان الهى را شكسته و با سنّت پيامبر مخالفت كرده و با بندگان خدا با ستم و گناه رفتار مىكند ، با زبان ، بر وى نتازد و با رفتار و كردار ، به مبارزهاش نپردازد ؛ شايسته است كه خداى با همان ظالم محشورش گرداند » . بنى اميّه اطاعت شيطان را مىكنند و با اطاعت رحمان سر و كارى ندارند آشكارا فساد مىكنند ؛ مرزهاى حقّ و عدالت را شكسته و مال مردم را بردهاند و خوردهاند ! حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمردهاند ، و شايستهترين كس براى جهاد و نبرد با آنها من هستم بايد با گفتار و رفتار به مبارزه بپردازم .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 93 ، 307 .