3 . در « ذى حَسم » پس از سپاس و ستايش خداوند فرمود :
الَا تَرَوْنَ انَّ الحَقَّ لَايُعْمَلُ بِهِ ؛ وَانَّ البَاطِلَ لَايُتَنَاهى عَنْهُ ، لِيَرْغَبَ المُؤمِنُ في لِقَاءِ اللَّهِ مُحِقّاً ؛ فَانّي لَاارَى المَوْتَ إلّاشَهادَةً ، وَ لَاالحَيَوةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إلّابَرَماً . « 1 »
آيا نمىبينيد به حقّ عمل نمىشود ؟ و كسى از باطل رو نمىگرداند اين جاست كه مردم باايمان آرزومند لقاء و ديدار خدا مىگردد ، من مرگ را به جز خوش بختى و زندگى با ستمگران را جز ستوه و بدبختى نمىدانم .
امام حسين عليه السلام در اين نامه و اين دوسخنرانى به تصريح ، هدف قيام خود را اعلام كرد : كه مبارزه با بىعدالتى ، امربه معروف و نهى از منكر ، احياى سيره و روش پيامبر صلى الله عليه و آله و راه و رسم على عليه السلام ، و احياى حقّ و اماته باطل است . سخن بر سرِ تشكيل حكومت اسلامى و اگر توفيق نيافت ، صلح شرافتمندانه ، نيست ؛ بلكه سخن از امر به معروف و نهى از منكر و احياى اسلام است و در اين راه كشته شدن .
جالب اين كه پيشْ نهادهاى سهگانه ؛ يعنى بازگشت به مكّه و مدينه يا تسليم بى قيد و شرطِ يزيد شدن و يا تبعيد شدن به يكى از مرزها ، افزون بر ضعف منبعِ استناد آن ، اساساً حتّا براى نظير طبرى ، كه از آنها ياد كرده است ، امرى پوشيده است ؛ او مىگويد :
پنداشتهاند كه حسين عليه السلام ، چنين پيشنهادى به عمر بن سعد كرده باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان ، ج 9 ، 312 .