اين ( عبداللَّه بن زبير ) به من مىگويد : كبوترى از كبوتران حرم باش ؛ يعنى معتكف خانهء خدا باش و از مكّه بيرون مرو ؛ در حالى كه اگر در فاصلهء يك زراع از حرم كشته شوم ، دوستتر دارم تا در فاصلهء يك وجب . و اگر در سرزمين طف كشته شوم ، دوستتر دارم از اين كه در حرم كشته شوم .
پرسش پر شگفتِ عبداللَّه فرزند زبير ، حاكى از آن است كه او نيز ، دست كم ، احتمال ترورِ امام عليه السلام را در كنار كعبه داده است و امّا امام عليه السلام در پاسخ او فرمود :
احتمال ترور نه ؛ بلكه قطع به ترور دارم . از اين رو ، دوست دارم كه در كنارهء فرات كشته شوم ، تا حرمت حرم با ترورِ من ، هتك نشود .
3 . امام باقر عليه السلام فرمود :
كَتَبَ الحُسَينُ بنُ عَلِيّ مِنْ مَكَّةَ الى مُحَمَّدِ بنِ عَلِىٍّ : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، مِنَ الحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ الى مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ وَمَنْ قِبَلُهُ مِنْ بَنِي هاشِمَ ، أَمَّا بَعدُ فَانَّ مَنْ لَحِقَ بِي اسْتُشْهِدَ ، وَمَنْ لَمْ يَلْحَقْ بِي لَمْ يُدْرِكِ الفَتْحَ ، وَالسَّلامُ . « 1 »
حسين بن على عليه السلام از مكّه به محمّد بن على ( محمّد حنفيه ) نوشت : به نام خداوند بخشندهء مهربان ، نامهاى است از حسين بن على به محمّد بن على و بنى هاشم كه با او هستند ، هر كس با من آيد شهادت يابد ( شهيد شود ) و آن كه با من نيايد به پيروزى نخواهد رسيد . والسلام .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 76 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 87 . مايهء شگفتى است ، كه بنى هاشم با آن كه شمارشان كم نبود به جز تنى چند از دودمان ابوطالب با وى همراه نشدند ! چرا ؟ آيا مىدانستند كه سفر حسين عليه السلام راه شهادت است نه راه حكومت ؟ آيا مىدانستند كه حسين عليه السلام كشته مىشود و آنها به طمع دنيا و آرزوى دولت از آن حضرت كنارهگيرى مىكردند ؟ هر چند آرزو را به گور بردند .