نكتهها :
در اين نقل نكتههايى است تأمل برانگيز :
نخست : اينكه مردمى كه عمر بن سعد به گمان باطل خود ، آنها را كم خرد مىدانست ، از كجا مىدانستند كه او كشندهء حسين عليه السلام خواهد بود .
دوّم : اينكه امام عليه السلام نه تنها گمانشان را باطل ندانست ؛ بلكه آنها را به شكيبايى و خويشتن دارى ستود و عمر سعد را هشدار داد ، كه از كشتن امام عليه السلام طَرْفى نخواهد بست و به آرزوى پليد خود ، نخواهد رسيد .
سوّم : اينكه قصّهء شهادت امام عليه السلام و جنايت عمر سعد ، اين فريبكارِ دغلبازِ نگونبخت ، از سالها پيش از شهادت ، زبانزدِ گروهى از مردم بوده است . براى همين ، همواره او را سرزنش مىكردند . و افزون بر اين ، همين گفت و گو ، دليل آگاهى امام عليه السلام از شهادت خود و يارانش بوده است .
آرى ، امام عليه السلام به عمر سعد هشدار داد ، كه كربلا قربانگاهِ من و « جولانگاهِ » توست . و اين عمر سعد بود كه براى دستيابى به بهرهاى اندك از خواهانىهاى نفس ، دست به چنين جنايت هولناك زد و هر دو جهان - دنيا و آخرتِ - خود را ، تباه ساخت .
5 . خطبهء امام حسين عليه السلام در مكّه
امام حسين عليه السلام در هشتمين شب ماه ذيحجّة در حضور اصحاب و ياران خود خطبهاى ايراد كرد و چنين فرمود :
الْحَمدُللَّهِ مَاشَاءَاللَّهُ وَلاقُوَّةَ إلَّا بِاللَّهِ وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ ، خُطَّ المَوْتُ عَلَى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ القِلادَةِ عَلى جِيدِ الفَتَاةِ ، وَمَا اوْلَهَني الى اسْلافِي اشْتِيَاقَ يَعْقُوبَ الى يُوسُفَ ، وَخُيِّرَ لِي مَصْرَعُ انَا لاقِيهِ ، كَانّي بِاوْصَالِي تَقَطَّعُهَا عُسْلانُ الْفَلَوَاتِ بَيْنَ النّواوِيسَ وَكَرْبَلاء ، فَيَمْلَأنَّ مِنِّي