شد . مردمانى كه از شما دعوت كردهاند ؛ اگر با عبيداللَّه جنگ كرده و پيروز شدند ، كه بار جنگ بر دوش شما نيست و زمينه براى حكومت شما آماده است ؛ آن گاه به كوفه برو و گرنه ، نرو . . . امام حسين عليه السلام فرمود :
انَّه لايَخْفَى عَلَيَّ مَا ذَكَرْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ لايُغْلَبُ عَلَى امْرِهِ ؛ « 1 »
آن چه گفتى بر من پوشيده نيست ولى خدا آن چه خواهد ، همان مىشود . و هيچگاه در كار خود مغلوب نخواهد شد .
سپس امام عليه السلام به همراهِ يارانش از آن منزل كوچ كردند . « 2 »
نتيجهء ديدارها و گفت و گوها
نتيجه ديدارها و گفت و گوهاى امام عليه السلام با ديداركنندگان ، در درازاى راه ، اين بود كه :
1 . امام عليه السلام از شهادت حضرت مسلم و برادر رضاعىاش « ابن بُقْطُر » در منزل زباله آگاه شد .
هامش
( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 43 .
( 2 ) . سخن كوتاه امام حسين عليه السلام راه بازگشت را براى همه بگشود و بسيار كسانى كه هنوز اميد پيروزى ظاهرى امام را داشتند ، نوميد شده ، پراكنده شدند . فرزندان حضرت مسلم و برادران و خويشانش اگر به قصد گرفتن خون او مىرفتند ، دانستند كه انتقام در اين سفر امكانپذير نيست و بايد بازگردند . پيام مسلم و سخن امام عليه السلام بهترين سند براى بازگشت آنها بود . ولى جوانمردان به راه خود ادامه دادند . حسين عليه السلام نيز اگر به قصد تشكيل حكومت مىرفت از همين جا مانند آنها كه براى زنده ماندن و به نان و آب و نام رسيدن همراه او بودند و با شنيدن سخن آن حضرت بازگشتند . مىبايست باز گردند ، چرا كه معلوم شد راه كوفه راه به دست آوردن حكومت نيست ، و خيانت كوفيان وظيفهء وفاى به وعده را ، از دوش امام حسين عليه السلام برداشت ؛ چون وعدهاش مشروط بود . حسين عليه السلام اگر نمىخواست به مكّه برگردد باآن كه امان داشت مىتوانست به بصره برود ؛ زيرا بصريان خيانتپيشه نبودند . ولى نرفت و راه خود را به سوىِ كوىِ شهادت ادامه داد .