مشكل اساسى نويسنده :
و امّا مشكل اساسى نويسندهء كتاب شهيد جاويد اين است كه ، به گمان ايشان قيام امام حسين عليه السلام در آن شرايط اجتماعى و سياسى ، در صورتى پسندِ عقلاست كه امام عليه السلام از سرنوشت نهايى خود ، كه شهادت است ، آگاه نباشد ، براى همين ، نتيجه مىگيرد : « امامى كه مىداند توفيق برانداختن حكومت يزيد را نخواهد يافت چگونه خود را براى قيامى كه نتيجهء آن كشته شدن است آماده مىكند ؟ »
بر اين اساس نويسنده محترم با توجه به مبنايى كه در اين كتاب برگزيده و هدف امام عليه السلام را تشكيل حكومت دانسته است ، ناگزيرِ از آن است كه آگاهى امام عليه السلام از شهادت را ، انكار كند . و امّا ما بر اين باوريم كه امام عليه السلام با اين كه مىدانست ، به طور حتم ، به شهادت مىرسد ، هدف خود را برانداختن حكومت يزيد و اجابت تقاضاى مسلمانان و تمام كردن حجّت بر آنان قرار داد . « فَلِلّهِ الحُجَّةُ البَالَغَةُ » . و اين رسالتى بود كه خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله و وجدان انسانى او ، به عهدهاش نهاده بودند .
نكته اين كه ، اعترافِ نويسندهء به آگاهى امام عليه السلام از شهادت ، همانا چشم پوشى از نظريهاى است كه در اين كتاب آهنگِ اثبات آن را دارد .
امام عليه السلام نمىداند كارش به كجا مىانجامد
نويسندهء كتاب شهيد جاويد مىگويد :
يكى از مسائل دردناك اين است كه معلوم نيست اين راه يا به تعبيرِ صحيحتر ، اين بيراهه به كجا مىرود ؟ كاروانى حامل زنان و كودكان زير نظر نيروهاى مسلّح دشمن با آيندهاى تاريك و نامعلوم ،