تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
نگهدارنده‌اى نيست ، مگر آن كه خدا بر او رحم آورد . امّا هنوز سخن نوح به پايان نرسيده بود ، كه موج برخاست و سيلِ تند ، ميان آن دو ؛ پدر و پسر ، جدايى افكند . نوح از شدت تأثر و سوزِ اندوهِ درونى ، كه در دل داشت ، دست تضرع و زارى ، به درگاه پروردگارِ پناهِ مصيبت‌زدگان و فريادرس بيچارگان برداشت و گفت : پروردگارا ، پسرم از خاندان من است و همانا وعدهء تو ، راست است ، كه خاندانم را رهايى مىبخشى و تو برترين داورانى . « 1 » پس خداى گفت : اى نوح ، او از خاندانِ تو - خاندان نبوّت - نيست ، او را كردارى ناشايسته است و خاندانِ نبوّتش گم شده است ؛ چرا كه با قيچى كفر و عناد رشتهء ارتباط خود را ، از تو بگسسته و از ايمان و تصديق رسالت تو ، روى گردانده است . پس چيزى را كه بدان دانش ندارى از من مخواه ؛ من تو را پند مىدهم كه مبادا از نابخردان باشى . او بناچار ، جام مرگ را خواهد نوشيد و در كام عذاب فرو خواهد رفت . بر حذر باش كه در اين گونه موارد ، وارد نشوى و در آن چه حقيقتش بر تو نهان است ، سخن نگويى . نوح گفت : پروردگارا ، من به تو ، پناه مىبرم از اين كه چيزى را از تو بخواهم كه مرا بدان دانشى نيست . و اگر مرا نيامرزى و بر من نبخشايى از زيانكاران خواهم بود ؛ « قَالَ رَبّ إِنّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسَلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِ ى عِلْمٌ وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِى وَ تَرْحَمْنِى أَكُن مّنَ الْخسِرِينَ » . « 2 » بنابراين ، آن چه پيامبران از حقايقِ غيب برخوردارند از سوى خداوند است :
هامش
( 1 ) . « وَ نَادَى نُوحٌ رَّبَّه‌ُو فَقَالَ رَبّ إِنَّ ابْنِى مِنْ أَهْلِى وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنتَ أَحْكَمُ الْحكِمِينَ » ( هود ، آيهء 45 ) . مراد از وعدهء خداوند همان است كه فرمود : « قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ءَامَنَ » ؛ گفتيم در آن ( كشتى ) از هر گونه‌اى ، دو تا ( نر و ماده ) ، بردار و [ نيز ] خانواده‌ات را - همسر و فرزند - جز آن‌كس كه دربارهء وى ، از پيش [ بر هلاكت او ] سخن رفته است - و [ نيز ] هركس را كه ايمان آورده است » ، ( همان ، آيهء 40 ) . ( 2 ) . همان ، آيهء 47 .