نسازد ، مگر آن را كه به پيامبرى پسندد و برگزيند ؛ زيرا كه از پيش روى و از پشت سرش نگهبانانى گسيل مىدارد ، تا معلوم كند كه پيامهاى پروردگارشان را رساندهاند ، و [ خداى ] آن چه را در نزد ايشان ( پيامبران ) است [ به دانش ] فرا گرفته و عدد همه چيز را شمار كرده است .
« وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِى مِن رُّسُلِهِ ى مَن يَشَآءُ » . « 1 »
و خداوند بر آن نيست كه شما را بر نهان و ناپيدا - غيب - آگاه سازد و ليكن خدا از فرستادگان خود هر كه را خواهد برمىگزيند .
نتيجه اين سه دسته از آيات ، كه مربوط به علم غيب ، آن است كه علمِ غيب به سان هر كمالى - بالأصالة - از آنِ خداوند است و تنها اوست كه كليدهاى غيب را در دست دارد و همه نهانىها براى او آشكار است . و - بِالتَّبَع و بِالعَرض و به افاضهء ربوبى - در اختيار پيامبران الهى است و از طريق آنان در اختيار اوصياى ايشان است .
بر اين اساس ، پيامبران از آن حيث كه پيامبرند ، داناى به غيب نيستند و اين خداى داناى به غيب است ، كه آنها را از اين موهبت الهى برخوردار مىسازد . و در حقيقت هر كمالى كه پيامبران دارند ، از جمله علم غيب ، از سوى خداوند به آنان افاضه شده است .
و از آنجا كه پيامبران ، به لحاظ مرتبهء وجودى با يكديگر متفاوتند ، در دريافت كمالات وجودى ، و از جمله دانش غيب نيز ، متفاوت خواهند بود :
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 179 .