در آينده روى مىدهد ، و به همين گونه سرگذشت پيامبران پيشين و امتهاى آنان را با تعبيرهايى از اين دست ، همراه ساخته است :
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هذَا الْقُرْءَانَ وَ إِن كُنتَ مِن قَبْلِهِى لَمِنَ الْغفِلِينَ » . « 1 »
ما با اين قرآن كه به تو وحى كرديم نيكوترين داستان را بر تو مىگوييم و هر آينه تو پيش از آن از بىخبران بودى .
« ذَ لِكَ مِنْ أَمنبَآءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ مَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ » . « 2 »
اين [ سرگذشت ] از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىكنيم ؛ و تو نزد آنان ( برادران يوسف ) نبودى آن گاه كه در كار خويش همداستان شدند و انديشهء بد مىكردند - كه يوسف را در چاه افكنند و بگويند گرگ او را خورد .
« تِلْكَ مِنْ أَمنبَآءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَآ إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَآ أَنتَ وَ لَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هذَا » . « 3 »
[ اى رسول ما ] اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىكنيم ، كه پيش از اين نه تو آنها را مىدانستى و نه قوم تو .
نوح پيامبر و ياران و بستگانش نام خدا را بر زبان راندند و بر كشتى دَرْشدند و آب ، كشتى را بر سر گذاشت . باد ، گاهى به نرمى و آرامش و زمانى به شدّت بر كشتى مىوزيد و موجهاى خروشان و گردابها براى كافران ، در آغوش خود ،
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 3 .
( 2 ) . همان ، آيهء 102 .
( 3 ) . هود ، آيهء 49 .