تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
در آينده روى مىدهد ، و به همين گونه سرگذشت پيامبران پيشين و امت‌هاى آنان را با تعبيرهايى از اين دست ، همراه ساخته است : « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هذَا الْقُرْءَانَ وَ إِن كُنتَ مِن قَبْلِه‌ِى لَمِنَ الْغفِلِينَ » . « 1 » ما با اين قرآن كه به تو وحى كرديم نيكوترين داستان را بر تو مىگوييم و هر آينه تو پيش از آن از بىخبران بودى . « ذَ لِكَ مِنْ أَم‌نبَآءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ مَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ » . « 2 » اين [ سرگذشت ] از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىكنيم ؛ و تو نزد آنان ( برادران يوسف ) نبودى آن گاه كه در كار خويش همداستان شدند و انديشهء بد مىكردند - كه يوسف را در چاه افكنند و بگويند گرگ او را خورد . « تِلْكَ مِنْ أَم‌نبَآءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَآ إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَآ أَنتَ وَ لَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هذَا » . « 3 » [ اى رسول ما ] اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىكنيم ، كه پيش از اين نه تو آن‌ها را مىدانستى و نه قوم تو . نوح پيامبر و ياران و بستگانش نام خدا را بر زبان راندند و بر كشتى دَرْشدند و آب ، كشتى را بر سر گذاشت . باد ، گاهى به نرمى و آرامش و زمانى به شدّت بر كشتى مىوزيد و موج‌هاى خروشان و گرداب‌ها براى كافران ، در آغوش خود ،
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 3 . ( 2 ) . همان ، آيهء 102 . ( 3 ) . هود ، آيهء 49 .