تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
شرح
شرعى ، متأخر بودن آن حادث از اوّل صبح هست - نه حادث نشدنش در اول صبح كه يك امر عدمى هست . جريان استصحاب در فرض مذكور و اثبات امر وجودى به وسيلهء استصحاب عدم تحقق در اول صبح از قبيل اصول « مثبت » هست به عبارت ديگر : شما درصدد هستيد به وسيلهء استصحاب عدم تحقق در اول صبح ، لازم عقلى آن را ثابت كنيد كه لازم عقليش متأخر بودن حدوث آن حادث از اول صبح است - فرض ما هم اين بود كه : اثر شرعى بر عنوان تأخر ، مترتب شده - لذا مىگوئيم : اصل مذكور ، مثبت و فاقد حجيّت است . تذكر : در تنبيه هشتم استصحاب بيان كرديم كه اصل مثبت ، حجت نيست مگر در دو مورد : 1 - در موردى كه واسطه ، « خفى » هست « 1 » . 2 - در موردى كه واسطه ، جلى باشد « 2 » .
هامش
( 1 ) - مثلا - در مورد وضو يا غسل - اگر انسان ترديد نمايد ، آيا مانعى در بدن هست كه مانع رسيدن آب به بشره شود يا نه - مخصوصا در مواردى كه مانع از ديد چشم ، خارج است - در اين صورت ، استصحاب عدم مانع جارى مىشود . در فرض مذكور اگر بخواهيم مسئله را با تجزيه و تحيل عقلى بررسى نمائيم ، استصحاب عدم حاجب فائده‌اى ندارد زير عدم الحاجب كه موضوع حكم شرعى نيست بلكه موضوع حكم شرعى ، رساندن آب به تمام بشره - ايصال الماء الى جميع المواضع - هست . آرى لازمهء عقلى عدم الحاجب ، وصول الماء الى تمام المواضع هست لكن اين لازم عقلى به قدرى مخفى و خارج از ديد عرف است كه او مىگويد وقتى در بدن ، حاجب و مانعى نباشد ، اثر شرعى - كه عبارت از آن تكليف الهى و تحقق مأمور به باشد - مترتب مىشود و توجهى نمىكند كه : لازمهء عقلى عدم الحاجب ، وصول الماء الى جميع البشرة است و اثر بر وصول الماء الى جميع البشرة بار شده نه بر عدم الحاجب . و نيز ر . ك : ايضاح الكفاية 5 / 447 . ( 2 ) - معناى جلى بودن واسطه ، اين است كه : آن‌قدر ، بين واسطه و ذى الواسطه ، اتصال و ارتباط -