تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
شرح
و آن : عالم عادل نحوى مىباشد يعنى : اكرم العلماء العدول مىگويد بايد او اكرام شود اما لا تكرم النحويين مىگويد نبايد او اكرام شود . همان‌طور كه مشاهد نموديد ، قبل از تخصيص « 1 » ، نسبت ، عموم و خصوص مطلق بود لكن بعد از تخصيص ، نسبت ، به عموم و خصوص من وجه ، منقلب شد - نتيجتا بايد همين نسبت را رعايت نمود - و بديهى است كه « ظاهر » و « اظهر » هم نداريم بلكه عامين من وجه از نظر ظهور ، مساوى هستند و بايد ديد كداميك راجح است ، همان را مقدم داشت و چنانچه راجح در ميان نباشد در عمل به عام يا خاص ديگر مخير هستيد . تذكر : بعض الاعلام فرموده‌اند : مگر اينكه بعد از تخصيص ، نسبت ، منقلب نشود « 2 » كه در اين صورت « خاص » اظهر و عام ، ظاهر است و به وسيلهء خاص ، عام را تخصيص مىزنيم . مثال : فرض كنيد يك عام و دو خاص به اين صورت داريم : الف : اكرم العلماء . ب : لا تكرم النحويين . ج : لا تكرم الاصوليين . سه دليل مذكور ، با يكديگر متعارضند كه نسبت بين آن عام و هريك از دو خاص ، قبل از تخصيص ، عموم و خصوص مطلق است و چنانچه عام مذكور را با يكى از خاصين ، تخصيص بزنيم باز هم نسبت ، همان عموم و خصوص مطلق است يعنى : نسبت ، منقلب نمىشود كه در فرض مذكور ، هم با خاص « ب » مىتوان عام را تخصيص زد و هم با خاص « ج » - هر دو خاص ، نسبت به عام « اظهر » هستند . آنچه را بيان كرديم كأنّ اجمال و خلاصه‌اى از فرمايش بعض الاعلام بود لكن مصنف ، آن را رد نموده‌اند كه اينك به توضيح آن مىپردازيم .
هامش
( 1 ) - به وسيلهء خاص « ب » . ( 2 ) - يعنى : نسبتى كه قبل از تخصيص ، بين عام و اين خاص بود ، به قوت خود باقى باشد .