إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 108
داريم چون اگر كسى به وسيلهء دو استصحاب بگويد هر دو اناء ، طاهر است ، مىگوئيم : علم اجمالى داريم كه احدهما با نجاست ملاقات كرده لذا نمىتوان گفت هر دو ظرف ، محكوم به طهارت است پس مىگوئيم بين دو استصحاب ، تعارض است . سؤال : حكم فرض مذكور چيست ؟ آيا هر دو استصحاب جريان پيدا مىكند يا نه ؟ جواب : در مسئله ، دو مبنا - يكى مربوط به شيخ اعظم قدّس سرّه و ديگرى مربوط به مرحوم آقاى آخوند قدّس سرّه - مطرح است و مسئله ، اختصاصى به استصحاب ندارد بلكه به صورت كلى است كه : چرا اصول عمليه در اطراف علم اجمالى ، جارى نمىشود به عبارت ديگر : چرا در اطراف علم اجمالى نمىتوان به استصحاب ، برائت يا قاعدهء طهارت تمسك نمود ، آيا در مثال مذكور ، نسبت به هريك از آن دو ظرف - تكتك آنها - شك در طهارت نداريم ؟ آرى ! لذا مىگوئيم چرا قاعدهء طهارت جريان پيدا نمىكند و منشأش چيست . آيا اصول عمليه در اطراف علم اجمالى جارى مىشود يا نه ؟ مبناى مصنف قدّس سرّه : به نظر ايشان بايد ملاك و ميزان را چنين قرار داد كه : اگر جريان اصل عملى در اطراف علم اجمالى ، مستلزم مخالفت قطعيهء عمليه با يك تكليف منجّز معلوم شود ، در اين صورت ، اصل عملى جريان پيدا نمىكند و علتش هم اين است كه مخالفت قطعى با يك تكليف منجز معلوم « عقلا و شرعا » داراى محذور است پس در هر موردى كه جريان اصول عمليه در اطراف علم اجمالى ، مستلزم چنان تالى فاسدى باشد ، جريان پيدا نمىكند لكن چنين نيست كه هميشه جريان اصول عمليه در اطراف علم اجمالى ، مستلزم چنان تالى فاسدى باشد كه اينك به ذكر دو مثال مىپردازيم : الف : در همان مثال قبل كه دو ظرف آب به نام الف و ب داشتيم كه هر دو سابقا معلوم الطهاره بودهاند لكن فعلا علم اجمالى به نجاست احدهما پيدا شده ، لازمهء اجراى