اين بيان مرحوم آخوند را اگرچه ما نتوانيم به طور كلّى نفى كنيم ولى پذيرفتن يك مطلب در بعضى از موارد ، به معناى پذيرفتن در تمام موارد نيست ، مخصوصاً با توجه به اين كه : اوّلًا : در تعاريف لفظيّه ، وقتى - مثلًا - گفته مىشود : « سعدانة نبت » ، اين جمله براى كسى گفته مىشود كه اطلاع ندارد آيا سعدانه نبات است يا جماد يا انسان يا حيوان ؟ مثل بعضى از لغات كه ما هيچ آشنايى به معناى آن نداريم و هرگونه احتمالى در مورد آن مىدهيم . در اينجا تعريف لفظى مىآيد و اجمالًا معناى كلمه را مشخص مىكند ، تا ذهن انسان به سوى معانى ديگر نرود . امّا كسى كه مىداند سعدانه از نباتات است ، گفتن « سعدانة نبت » براى او فايدهاى ندارد . بنابراين تعريف لفظى در شرايط خاصّى مطرح است و اين گونه نيست كه انسان بتواند هرجا بخواهد از تعريف لفظى استفاده كند . در ما نحن فيه ، مسألهء مطلق و مقيّد به آن اندازه ابهام ندارد كه تعريف شرح الاسم براى آن ذكر شود . هركس وارد مباحث اصول شود ، هرچند در همان مراتب اوليّه باشد ، معنايى اجمالى از مطلق و مقيّد براى او معلوم است . پس وجهى ندارد كه ما اين تعريف را تعريف شرح الاسم بدانيم . ثانياً : همان كسانى كه اين تعريف را مطرح كردهاند ، در مقام اشكال در جامعيّت و مانعيّت اين تعريف برآمدهاند . پيداست كه همه در مقام برخورد با اين تعريف ، آن را به عنوان يك تعريف حقيقى شناختهاند . پس ما اگرچه در بعضى از موارد تعريف لفظى را بپذيريم ولى اين بدان معنا نيست كه هرجا تعريفى مطرح شد و جامعيت و مانعيّت آن مورد بحث قرار گرفت ، فوراً ما راه فرارى پيدا كرده و با مطرح كردن تعريف لفظى ، خود را از دايرهء اين بحثها خارج كنيم . لذا خيلى بعيد است كه تعريفى با اين دقّت - اگرچه مناقشاتى هم در مورد آن شده است - را بر تعريف لفظى حمل كنيم . بلكه ظاهر اين است كه اين تعريف ، تعريف حقيقى است و بايد در مورد آن بحث كرد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 480
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٨٠