بحث اوّل : مفهوم شرط
بحث در اين است كه آيا قضيّهء شرطيه داراى مفهوم است ؟ « 1 » يعنى آيا در جملهء شرطيه ، به دنبال قضيهء منطوقيه ، قضيّهء مفهوميهاى هم وجود دارد يا نه ؟ همان گونه كه قبلًا اشاره كرديم نزاع در باب مفهوم ، نزاعى صغروى است نه كبروى . يعنى بحث در اين است كه - مثلًا - آيا جملهء شرطيه مفهوم دارد يا نه ؟ بديهى است كه اگر داراى مفهوم باشد ، حجّيت مفهوم هم مانند حجّيت منطوق خواهد بود . نه اينكه پس از ثبوت مفهوم بخواهيم در مورد حجّيت آن بحث كنيم . حال بحث در اين است كه آيا قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » مستلزم قضيّهء « إن لم يجئك زيد فلا يجب إكرامه » هست يا نه ؟ و به عبارت ديگر : آيا قضيّهء شرطيهء « إن
هامش
( 1 ) - خواه جزاء آن جملهء انشائيه باشد - مثل اينكه مولا بگويد : « إن جاءك زيد فأكرمه - و يا اينكه جملهء خبريه باشد ، مثل اينكه كسى به دوست خود بگويد : « إن جئتنى أكرمتك » . هر دوى اينها در باب مفهوم مورد بحث قرار مىگيرند ، هرچند ثمرهء مفهوم در قضاياى مورد ابتلاى ما - در مباحث فقهى - معمولًا در جايى ظاهر مىشود كه جزاء آن عبارت از حكم شرعى - اعم از تكليفى يا وضعى - باشد . حكم وضعى مانند : « إذا كان الماء قدر كرّ لا ينجّسه شيء » . چون عدم تنجّس ، حكمى وضعى است .