آخوند در ابتدا مثال « صلاة در مكان غصبى » را مطرح مىكنند ، در حالى كه اين ، واحد شخصى است و مثال صحيح همان مثال حركت كلّى و سكون كلّى - كه معنون به عنوان صلاتى و عنوان غصبى است - مىباشد ، كه در آخر كلامشان مطرح كردهاند .
پس مقصود از واحد ، همان حركت كلّى و سكون كلّى است كه اين حركت و سكون هم با حالات صلاة انطباق پيدا مىكند و هم با بودن و تحرك در مكان غصبى انطباق پيدا مىكند . مطلب دوّم : مواردى وجود دارد كه انسان خيال مىكند واحد جنسى و نوعى است ولى به حسب باطن و حقيقت ، خارج از دايرهء واحد جنسى و نوعى است . مثلًا « سجود براى خداوند متعال » و « سجود براى بت » اگرچه در مفهوم « سجود » مشتركند ولى در حقيقت ، بين اينها مغايرت كامل وجود دارد و هيچگونه وحدتى - حتى وحدت جنسى - بين آنها وجود ندارد ، به خلاف عنوان حركت كلّى و سكون كلّى كه گاهى در ضمن حركت و سكون صلاتى و گاهى در ضمن حركت و سكون غصبى تحقق پيدا مىكند و در « صلاة در مكان غصبى » در يك مورد اجتماع پيدا مىكنند . « 1 »
بررسى كلام مرحوم آخوند :
مرحوم آخوند در مطلب اوّل فرمودند : « مراد از واحد ، در عنوان بحث ، خصوص واحد شخصى نيست و شامل واحد جنسى و نوعى هم مىشود » . به نظر ما اين مطلب صحيح نيست و واحد در عنوان بحث نمىتواند واحد شخصى باشد بلكه حتماً بايد واحد جنسى يا نوعى باشد ، كه كليّت دارد و صلاحيت صدق بر كثيرين در آن وجود دارد . توضيح : مسألهء اجتماع امر و نهى در جايى قابل طرح است كه اگر ما به جاى امر و نهى ، يكى از امر يا نهى را داشته باشيم مشكلى به وجود نيايد و آنچه موجب بروز
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 233 و 234