تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
امر روشنى است « 1 » و روايات متعدّدى در ارتباط با آن وارد است . « 2 » پاسخ : ما براساس مبناى خودمان - يعنى جعلى بودن ثواب - خيلى راحت مىتوانيم از اين اشكال جواب دهيم ، زيرا در اين صورت ، مسألهء ثواب تابع جعل مولاست . ممكن است مولا در برابر بعضى از واجبات غيريه - و حتى واجبات نفسيه - استحقاق مثوبت را جعل نكند و در برابر بعضى از واجبات غيريه استحقاق ثواب را جعل كند . مثلًا چه فرقى بين وضو و تطهير بدن از نجاست وجود دارد ؟ هر دو در ارتباط با بدن مصلّى و به‌عنوان مقدّمه براى صلاة مىباشند بلكه چه‌بسا تطهير بدن به‌مراتب سخت‌تر از وضو باشد . درحالىكه وضو موجب استحقاق ثواب است امّا در مورد تطهير بدن استحقاق ثواب مطرح نيست . مىگوييم : مولا اين‌گونه جعل كرده و براى ما هم لازم نيست كه نكتهء جعل آن را بدانيم . همان‌طور كه گاهى موالى عرفيه بين اوامر خودشان تفكيك قائل مىشوند و در مورد موافقت يك امرى پاداش قرار مىدهند به‌خلاف امر ديگر كه بر موافقت آن پاداشى قائل نمىشوند . امّا اگر كسى اين مبنا را نپذيرد و استحقاق مثوبت را مطرح كند ، بايد راه حلّ ديگرى پيدا كند و با پاسخ از اشكال دوّم ، اشكال اوّل نيز حلّ مىشود . اشكال دوّم : واجبات غيريه ، هميشه از واجبات توصليه مىباشند « 3 » كه در آنها هدف مولا تحقّق مأمور به در خارج است و قصد قربت در آنها اعتبار ندارد ، « 4 » زيرا واجبات غيريه ، وجودشان كالعدم است و چيزى كه وجودش كالعدم است نمىتواند مقرّب باشد . درحالىكه طهارات سه‌گانه با وجود اينكه واجب غيرى هستند ولى قصد
هامش
( 1 ) - اگرچه بنا بر مبناى معروف . ( 2 ) - رجوع شود به : سفينة البحار ، ج 8 ، ص 513 و 755 و ج 6 ، ص 637 ( 3 ) - امّا واجبات نفسيه ، گاهى تعبّدى و گاهى توصّلى مىباشند . مثلًا اداء دين و دفن ميت ، از واجبات نفسيه توصليه مىباشند ولى غسل ميت و صلاة ميت از واجبات نفسيه تعبّديه‌اند . ( 4 ) - در مقابل واجبات تعبّديه كه در آنها قصد قربت معتبر است . حال قصد قربت را به هر معنايى فرض كنيم .