را با موقعيت او - از نظر در مقام بيان بودن ، التفات ، اختيار و توجه به همهء خصوصيات - ملاحظه كنيم مىبينيم كلام مولا اطلاق دارد . معناى اطلاق اين است كه مولا تمام متعلّق حكم خود را در « أعتق الرّقبة » بيان كرده است ، به اين صورت كه متعلّق حكم خود را طبيعت و ماهيت رقبه قرار داده است بدون اينكه مسألهء ايمان و ساير خصوصيات را متعرّض شود . بنابراين تمام متعلّق حكم مولا عبارت از ماهيت و حقيقت رقبه بوده است . اين معناى اطلاق است . كسانى كه پاى شمول و بدليت را بهميان مىآورند ، ظاهرشان اين است كه اين دو را بهعنوان دو وصف و دو فصل مميّز براى دو نوع اطلاق مطرح مىكنند . ما بايد ببينيم آيا واقعاً چنين است ؟ در ( أحلّ اللَّه البيع ) معناى ( أحلّ ) روشن است كه بهمعناى حلال كردن وضعى و تنفيذ و امضاء است . فاعل آنهم ( اللَّه ) است . متعلّق آنهم عبارت از ( البيع ) است .
بيع عبارت از جنس و « ال » هم « ال » تعريف جنس است . در اصول بحثى است كه آيا مفرد معرّف به لام دلالت بر عموم مىكند يا نه ؟ اگر كسى آن را دال بر عموم بداند ، ( أحلّ اللَّه البيع ) بهمعناى « أحلّ اللَّه كلّ بيع » خواهد شد و ما قبول داريم كه در اين صورت از نظر وضعْ دلالت بر شمول خواهد داشت . چون « بيع » دلالت بر طبيعت بيع مىكند و « كلّ » هم دلالت بر استيعاب و شمول افراد دارد .
ولى اين از محلّ بحث ما خارج است ، زيرا بحث ما در اطلاق است نه عموم . وقتى بحث در اطلاق شد ، ديگر « ال » دلالتى بر افراد و استيعاب افراد نخواهد داشت بلكه بر جنس و تعريف جنس - بهلحاظ حضور در ذهن - دلالت مىكند . در اينجا ما به شيخ انصارى رحمه الله مىگوييم : شمول - در اطلاق شمولى - بهمعناى جامعيت و دلالت بر همهء افراد است . آيا اين دلالت از كجا آمده است ؟ آيا لفظ « بيع » دلالت بر افراد دارد ؟ آيا « ال » دلالت بر افراد دارد ؟ چه فرقى بين لفظ « البيع » و « الإنسان » وجود دارد ؟ آيا كسى مىتواند ادّعا كند كه كلمهء « الإنسان » به دلالت وضعى لفظ - كه مستند به ظهور لفظ است - بر زيد و عَمرو و بكر و ساير افراد انسان دلالت
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٠٥