تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
فأكرمه » را بگويد ، مسئله را در ذهن خودش بررسى كرده است . نمىخواهيم بگوييم : « جملهء « إن جاءك زيدٌ فأكرمه » حكايت از مافيالضمير مولا مىكند » ، امّا اين‌گونه هم نيست كه مولا هيچ‌يك از اجزاء جمله را تصوّر نكرده و يك مرتبه اين جمله را گفته است . حال كه مسألهء انشاء به اين صورت است ، مىگوييم : ما در بحثى كه پيرامون مقام ثبوت مطرح كرديم ضابطه‌اى براى تعلّق قيود به هيئت و تعلّق به مادّه ارائه كرده و گفتيم : « امر مولا جانشين ارادهء فاعلى و ارادهء مباشرى مولاست . در ارادهء مباشرى مولا ، قيود به دو صورت است : بعضى در ارتباط با اراده و بعضى در ارتباط با مراد است ، به‌طورى كه در تصديق به فايدهء مراد ، قيد مربوط به مراد هم مورد لحاظ است » . در اينجا هم مىگوييم : مولايى كه با « إن جاءك زيد فأكرمه » ، وجوب اكرام را انشاء مىكند اگرچه حقيقت انشاء همان بعث و تحريك اعتبارى به‌وسيلهء هيئت و لفظ أكرم است ولى اين بدان معنا نيست كه در قلب مولا هيچ تصوّرى نسبت به اكرام و وجوب و مجىء زيد وجود نداشته و اين لفظ به‌طور كلّى بريده از معناست . خير ، بلكه مولا حساب كرده كه قيد مجىء زيد از جمله قيودى است كه در ارتباط با اراده است لذا گفته است : « إن جاءك زيد فأكرمه » . بنابراين جواب ما در ارتباط با جملات انشائيه ، انكار لحاظ استقلالى در مرحلهء تقييد است ، شبيه همان چيزى كه در مورد جملات خبريه گفتيم . ما گفتيم : در « ضرب زيد عمراً يوم الجمعة » چيزى را نيامده‌ايم لحاظ استقلالى كنيم بلكه همان واقعيتى كه وجود داشته است را با تمام خصوصيات آن بازگو كرده‌ايم . در باب انشائيات هم مىگوييم : مولا قبل از اينكه جملهء « إن جاءك زيد فأكرمه » را بگويد ، مسألهء وجوب اكرام و صدور امر نسبت به اكرام را در ذهن خود بررسى و تحليل كرده و ملاحظه كرده كه مجىء زيد قيد براى اراده است و اين يك واقعيت است ، لذا اين واقعيت را به « إن جاءك زيد فأكرمه » انشاء كرده است ، اين واقعيت را به تعليق هيئت بر قيد مطرح كرده است ، همان‌طور كه ظاهر جملهء شرطيه است . كجا در اينجا لحاظ استقلالى دخالت دارد تا