تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
در طهارت داشتيم ، قاعدهء طهارت را جارى كرديم ، الآن كه يقين به نجاست پيدا كرديم دليل بر اين نمىشود كه قاعدهء طهارت در ظرف شك جارى نبوده است ، چون شكّى كه در موضوع قاعدهء طهارت اخذ شده ، مطلق شك است نه خصوص شكّ باقى و مستمر تا ابد . در نتيجه تا اينجا قاعدهء طهارت جريان داشته و از اين به بعد هم موضوع آن منتفى شده و جريان ندارد . اگر مرحوم نائينى بخواهد چنين چيزى بفرمايد ، با اين كلام ما منافات ندارد بلكه چه‌بسا حرف ما را تأييد هم مىكند . 2 - اگر مرحوم نائينى بخواهد بفرمايد : قاعدهء طهارت ، فقط براى اين آمده كه بگويد : « اگر كسى شك در طهارت لباس داشت و قاعدهء طهارت را پياده كرد و در آن لباس نماز خواند و سپس معلوم شد كه اين لباس نجس بوده ، جعل قاعدهء طهارت به‌عنوان عذر براى اوست يعنى خداوند براى نماز خواندن در لباس نجس او را عقاب نمىكند ، و قاعده بر بيش از اين دلالت ندارد ، بنابراين عدم وجوب اعاده يا قضاى نمازهاى سابق ، از قاعدهء طهارت استفاده نمىشود » . در اين صورت ما به مرحوم نائينى مىگوييم : « از كجاى قاعدهء طهارت ، كلمهء عذر استفاده مىشود ؟ قاعدهء طهارت ، دارد جعل حكم مىكند ولى چون موضوع آن عبارت از شك است ، حكم مجعولْ عنوان حكم ظاهرى پيدا مىكند . در اين صورت همان مطلبى كه ما گفتيم ، در اينجا پياده مىشود كه آيا اين طهارت ظاهريه براى چه چيز جعل شده است ؟ آيا مىخواهد به ما بگويد با اين لباس نماز بخوان يا نمىخواهد بگويد ؟ اگر نمىخواهد چنين چيزى بگويد ، پس چه اثرى بر اين طهارت ظاهريه مترتب مىشود ؟ بنابراين چاره‌اى نداريم جز اينكه بگوييم : « جعل طهارت ظاهريه ، براى ترتب آثار طهارت واقعيه است . معناى طهارت ظاهريه اين است كه شارع تجويز مىكند با اين لباس مشكوك الطهارة نماز بخوانيم . پس شارع از طرفى به ما فرموده : « صلّ مع الطهارة » ، كه ظاهر آن شرطيت طهارت واقعيه است و از طرفى قاعدهء طهارت را جعل كرده كه از آن استفاده مىشود به طهارت ظاهريه هم مىتوان اكتفا كرد . جمع بين اين دو به اين صورت است كه گفته شود : اگرچه ظاهر « صلّ مع الطهارة » ،