تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
عنوان تعبد عقلايى معتبر باشد . و حق اين است كه أصالة الحقيقه به عنوان شعبه‌اى از أصالة الظهور مطرح است و منحصر به جايى است كه لفظ ظهور در معناى حقيقى داشته باشد و آن در صورتى است كه بدانيم متكلّم اعتماد بر قرينه نكرده است . بنابراين كلام مرحوم آخوند كه مىفرمايد : « امر واقع بعد از نهى يا بعد از توهم نهى ، هم ظهور در معناى حقيقىاش را از دست مىدهد و هم ظهور در معناى مجازى پيدا نمىكند » مستند به همين مبناست ولى فرق ما نحن فيه - يعنى امر واقع بعد از نهى يا بعد از توهم نهى - با مثال « رأيت أسداً و ذئباً يرمي » در دو جهت است : 1 - آن مثال به عنوان قرينهء لفظيه مطرح بود ولى ما نحن فيه به عنوان قرينهء حاليه مطرح است . حتى در وقوع پشت سر نهى هم اين‌طور نيست كه در خود جمله ، قرينهء لفظيّه وجود داشته باشد بلكه اين سابقه‌اش سابقهء خارجيه است ، يعنى ما از خارج مىدانيم كه اين شىء قبلًا منهى عنه بوده است . لذا قرينه در اينجا قرينهء حاليه است و به تعبير ديگر : قرينه‌اى است كه مربوط به موقعيت امر است نه قرينه لفظيه‌اى كه در مقام امر آورده شده باشد . 2 - قرينه در « رأيت أسداً و ذئباً يرمي » علاوه بر اينكه قرينهء لفظيّه است ، قرينهء شخصيّه نيز مىباشد ، ولى در ما نحن فيه ، قرينهء عامّه مطرح است ، يعنى هرجا امرى بعد از نهى يا بعد از توهم نهى قرار گيرد . ولى اين خصوصيات ، فرقى در مسئله ايجاد نمىكند بعد از اينكه همهء اين‌ها صلاحيت براى قرينيت دارند .

دو نكته در كلام مرحوم آخوند

اكنون كه از توضيح كلام مرحوم آخوند فارغ شديم ، لازم است دو نكته را كه در كلام مرحوم آخوند مطرح شده مورد دقّت قرار دهيم : نكتهء اوّل : عبارت مرحوم آخوند در بيان مختار ايشان ، بر يك فرض مسئله دلالت مىكند و آن « امر واقع بعد از نهى » است ولى ايشان اين مسئله را به عنوان مثال مطرح