است و نمىتواند در ارتباط با آيات و روايات نقشى داشته باشد ، آنچه در ارتباط با آيات و روايات منشأ اثر است همان معناى لغوى و عرفى امر است ، زيرا الفاظ كتاب و سنت بر معناى لغوى و عرفى حمل مىشود نه بر معناى اصطلاحى . سپس مطالبى را بيان مىكند كه درحقيقت ، عدول از مطلب اوّل ايشان است .
مىفرمايد : ما مىبينيم لفظ امر در دو معنا يا بيشتر استعمال شده ولى كيفيت استعمال را نمىدانيم كه آيا به نحو مشترك معنوى است يا به نحو مشترك لفظى و يا به نحو حقيقت و مجاز ؟ دليلى بر هيچكدام از اينها نداريم . بله ، اصوليون در مسألهء دوران بين اين امور وجوهى را براى ترجيح ذكر كردهاند . مثلًا در دوران امر بين اشتراك لفظى و اشتراك معنوى ، وجهى را براى ترجيح اشتراك معنوى ذكر كردهاند . و در دوران بين اشتراك و حقيقت و مجاز ، وجهى را براى ترجيح اشتراك مطرح كردهاند ، ولى ما دليلى بر اعتبار اين وجوه نداريم . اگرچه در كتابهاى مفصّل اصولى - مثل قوانين و فصول - اين بحث را بهصورت طولانى مطرح كردهاند . وقتى در دوران بين اين امور ، راهى براى ترجيح يكى بر ديگرى وجود نداشت ، ايشان مىفرمايد : ما يك اصلى به نام « أصالة الظهور » داريم كه اين اصل ، يك اصل معتبر عقلايى است . أصالة الظهور به اين معناست كه اگر لفظى ظهور در معنايى داشت ، اين ظهور از نظر عقلاء معتبر است .
خيال نشود أصالة الظهور همان أصالة الحقيقة است . أصالة الظهور ، هم در استعمالات حقيقى و هم در استعمالات مجازى مطرح است . جملهء « رأيت أسداً » ، ظهور در حيوان مفترس دارد و أصالة الظهور در اينجا حجّت است . و جملهء « رأيت أسداً يرمي » ظهور در رجل شجاع دارد . اين ظهور هم پشتوانهاش أصالة الظهور است . همان أصالة الظهور كه در « رأيت أسداً » كلام را نسبت به معناى حقيقىاش حجت قرار مىداد ، در « رأيت أسداً يرمي » نيز كلام را نسبت به معناى مجازىاش حجت قرار مىدهد . با توجه به اين نكته ، مرحوم آخوند مىفرمايد : اگر لفظ امر با مادّه و هيئتش در كتاب يا سنت وارد شد و ما نتوانستيم اشتراك لفظى يا معنوى يا حقيقت و مجاز را اثبات كنيم ، بعيد نيست بگوييم : « چنين امرى ظهور در طلب دارد » . ولى آيا منشأ اين ظهور چيست ؟
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥