تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
كه عبارت از هيئت فاعل است و مادّهء آنكه عبارت از مادّهء قيام است و داراى معناى خاصّى است . 2 - واقعيت ديگر ، در ارتباط با هيئت جملهء خبريه است . جملهء خبريه ، در ارتباط با مقام لفظىاش ، هيئت خاصى دارد كه جزء اوّل آن مبتدا و مرفوع و جزء دوم آن خبر و مرفوع است و اين واقعيت لفظى با ايراد دو لفظ زيد و قائم - به‌صورت جداى از يكديگر - فرق دارد . 3 - در مقام صدور لفظ ، متكلّمى كه سخن مىگويد ، سخن گفتن ، فعلى از افعال اختياريهء اوست و فعل اختيارى ، مسبوق به اراده است و اراده داراى مبادى و مقدمات است . اولين مبدأ و مقدّمهء اراده ، عبارت از تصوّر است ، يعنى متكلّمى كه مىگويد : « زيد قائم » ، زيد را تصور كرده ، صدور لفظ زيد را اراده كرده و مبادى اراده ، در صدور لفظ زيد نقش داشته است . در ارتباط با قائم و در ارتباط با هيئت جملهء خبريه نيز همين‌طور است . بنابراين ، در ارتباط با الفاظ « زيد قائم » ، جهاتى نفسانى - به نام اراده و مقدمات اراده - وجود دارد ولى عادت و استمرار متكلم بر سخن گفتن ، سبب سرعت تحقق اين مبادى و تحقق اين اراده مىشود و اين‌گونه نيست كه چيزى بدون اراده و مبادى اراده تحقق پيدا كند . 4 - در جانب معنا ، يك واقعيت ، عبارت از معناى زيد است . لفظ زيد ، براى يك موجود خارجى وضع شده است . واقعيت ديگر ، عبارت از معناى قائم است و آن داراى دو جهت است : مادّهء قائم و هيئت قائم . واقعيت ديگر ، عبارت از معناى جملهء خبريه است كه از آن به اتحاد و هوهويت تعبير مىشود . هوهويت در قضيهء حمليه ، مربوط به عالم معناست نه عالم لفظ . 5 - در جانب مطابقت و عدم مطابقت ، واقعيت ديگرى وجود دارد كه آن مطابقت و عدم مطابقت « زيد قائم » با واقع است . اگر زيد واقعاً ايستاده باشد ، اين مطابقت ، واقعيت دارد و اگر ايستاده نباشد ، عدم مطابقت ، واقعيت دارد . 6 - در جانب نفس مخبر ، واقعيتى وجود دارد كه مخبر در اين واقعيت ، يكى از