اختلاف از اينجا شروع مىشود كه ما در مورد خداوند ، دو نوع صفت داريم :
صفات ذات و صفات فعل . در فرق بين اين دو نوع صفت گفته شده است : صفات ذات ، صفاتى است كه ثبوت آنها براى ذات نياز به مقام خاص و حال خاص و شأن خاص و شخص خاص ندارد . صفات ذات ، اوصافى است كه در ارتباط با خود ذات است - اگرچه اضافه به غير ذات هم در اينها وجود دارد - مثل صفت علم كه در مورد خداوند ثابت كنيم . ثبوت علم ، نه در وضعيت خاصى و نه در شأن خاصى و نه در حالت خاصى است بلكه علم در ارتباط با ذات خداوند است لذا وقتى مىخواهيم دايرهء معلوم را مشخص كنيم مىگوييم : ( إنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيء عَليم ) ، « 1 » هيچگونه محدوديتى در دايرهء معلوم وجود ندارد . قدرت هم يكى از صفات ذاتيهء خداوند است .
البته گفتيم : اين منافات ندارد با اينكه در اينها اضافهاى به غير ذات هم باشد ، مثل اينكه در قدرت ، اضافهاى به مقدور است ، در علم ، اضافهاى به معلوم است ولى با توجه به اينكه معلومِ خاص و مقدورِ خاص دخالت ندارد ، لذا قدرت و علم به نحو احاطه و به نحو مطلق بر خداوند ثابت است . صفات فعل ، صفاتى است كه حالات و موارد و اشخاص در آن فرق مىكند . صفت فعل ، يعنى خداوند عملش و فعلش چنين بوده است . صفات فعل ، به مسألهء قدرت برنمىگردد . در خود ما نيز همينطور است . خيلى چيزها مقدور انسان است ولى هر مقدورى جامهء تحقّق نمىپوشد . قدرت خداوند ، در ارتباط با ذات است ولى هر مقدورى تحقق پيدا نمىكند . صفات فعل ، مربوط به مقام عمل و مقام فعل است ، مثل صفت خالقيت و رازقيت . مقصود از خالقيت و رازقيت ، قدرت بر خلقت و رزق نيست ، اگر خالقيت و رازقيت به قدرت برگردد ، جزء صفات ذات مىشود ، بلكه مقصود ، فعلِ خالقيت و فعلِ رازقيت است . وقتى اينطور شد ، بهلحاظ موارد و افراد و حالات فرق
هامش
( 1 ) - العنكبوت : 62