تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
استاد را ترك كرده و ديگر به آن جلسه حاضر نشد بلكه خود جلسهء مستقلّى تشكيل داد و شاگردانى را دور خودش جمع كرد . اكثر مسائلى كه در اين دو جلسه مطرح مىشد متناقض بود . اين كلاس‌ها همين‌طور ادامه پيدا كرد . يكى از كسانى كه به پيروى از « حسن بصرى » برخاست ، « ابو الحسن اشعرى » بود كه از شخصيت‌هاى علمى آن زمان به‌حساب مىآمد . و ظاهراً از احفاد « ابو موسى اشعرى » مىباشد . « ابوالحسن اشعرى » در اشاعهء نظريات « حسن بصرى » نقش بسزايى داشت . به جهت اهميت زيادى كه « ابوالحسن اشعرى » داشت و به جهت پيروى او از « حسن بصرى » ، هم شاگردان « حسن بصرى » روز به روز بيشتر مىشدند و هم اسم اين گروه ، « اشاعره » ناميده شد . و چون « و اصل بن عطا » از جلسهء درس استاد خود « حسن بصرى » كناره‌گيرى كرده و اعتزال جست ، او و شاگردانش را « معتزله » ناميدند .

اولين مسألهء مورد بحث اشاعره و معتزله

اوّلين و مهم‌ترين مسأله‌اى كه بين اشاعره و معتزله مورد بحث قرار گرفت اين بود كه آيا قرآن قديم است يا حادث ؟ منشأ طرح اين مسئله اين بود كه قرآن مجيد ، از همان صدر اوّل ، دارى عنوان « كلام اللَّه » بود در خود قرآن هم در آيهء شريفهء ( وَ كلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكليماً ) « 1 » مسألهء تكليم و تكلّم را به خداوند نسبت داده است . با اينكه در قرآن - به حسب ظاهر - عنوان « متكلّم » به خداوند اطلاق نشده است ، امّا آيهء شريفهء ( وَ كلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكليماً ) به ضميمهء اينكه مجموعهء قرآن ، به‌عنوان كلام اللَّه است ، زمينهء اين مطلب را به‌وجود آورد كه اطلاق « متكلّم » بر خداوند صحيح است و لازم نيست عنوانى در خود قرآن مطرح شده باشد ، بلكه همين اندازه كه مصحّحى براى آن داشته باشيم كفايت مىكند ، لذا بين اشاعره و معتزله از اين جهت اختلافى نيست .
هامش
( 1 ) - النساء : 164