بررسى دليل محقق شريف رحمه الله
دليلى كه محقق شريف رحمه الله براى اثبات بساطت مفهوم مشتق و در مقابل شارح مطالع ذكر كرد مورد مناقشه قرار گرفته است . قبل از اين كه اشكالات دليل ايشان را مطرح كنيم تذكّر اين نكته را لازم مىدانيم كه برفرض اين كه دليل ايشان صحيح باشد ، اين مقدار را ثابت مىكند كه « شىء » - نه از نظر مفهوم و نه از نظر مصداق - در مشتق اخذ نشده است ، زيرا قسمت اوّل دليل ، ايشان ثابت مىكند كه مفهوم « شىء » در مشتق داخل نيست و قسمت دوّم دليل ، ايشان ثابت مىكند كه مصداق « شىء » در معناى مشتق اخذ نشده است . ولى اين دليل ثابت نمىكند كه در مشتق ، تركّب وجود ندارد ، زيرا ممكن است تركّبى در ارتباط با معناى مشتق وجود داشته باشد ولى ارتباط به « شىء » نداشته باشد . مخصوصاً اگر بساطت را آنطورى كه اينان معنا مىكنند بدانيم و بگوييم : « مشتق ، با مبدأ - از جهت حقيقت و معنا - هيچ تغايرى ندارد » . آنوقت قائل به تركيب بگويد : « تركيب به اين صورت است كه در معناى مشتق ، عنوان حدث به ضميمهء نسبت اين حدث به ذات ، تحقّق دارد ولى خود ذات دخالت ندارد » . اگر كسى تركّب معناى مشتق را اينگونه دانست ، ديگر دليل محقّق شريف نمىتواند آن را نفى كند ، زيرا غايت دليل محقق شريف رحمه الله اين است كه دخالت « شىء » را در مشتق نفى مىكند . ولى با توجه به اين كه كلام محقّق شريف به عنوان حاشيه بر شرح مطالع است و در شرح مطالع هم روى « شىء » تكيه شده است لذا دليل ايشان در حاشيه ، در مقابل متن شرح مطالع است .
شارح مطالع ، مسألهء تركيب را در ارتباط با « شىء » مطرح كرده و محقّق شريف رحمه الله نيز براى اثبات بساطت ، بر همان « شىء » اشكال كرده است . و الّا اگر بخواهيم دليل محقّق شريف رحمه الله را به عنوان يكى از ادلّهء بساطت درنظر بگيريم ، دليل ايشان نمىتواند بساطت را اثبات كند ، هرچند هر دو شقّ دليل ايشان تمام باشد و هيچ مناقشهاى به آن وارد نباشد . حال با قطعنظر از اين مسئله به بررسى اشكالات كلام محقق شريف رحمه الله مىپردازيم :