استصحاب شويد . براى تبيين مطلب ، ابتدا مثالى ذكر كرده و سپس بر مورد اوّل ايشان تطبيق مىكنيم . اگر مولا امروز گفت : « لا تشرب الخمر » و ما آمديم سراغ مايعى و خمريّت آن را احراز كرديم ، بحثى نداريم . ولى اگر با مايعى برخورد كرديم كه قبلًا بهطور مسلّم ، خمر بوده ولى الآن كه « لا تشرب الخمر » آمده در خمريّت آن ترديد داريم اينجا چه بايد كرد ؟ آيا كسى مىتواند بگويد : اين مايع كه دو روز قبل خمر بوده ، « لا تشرب الخمر » نداشته و « لا تشرب الخمر » در زمان شكّ در بقاء خمريّت آمده است ؟ كسى نمىتواند چنين حرفى بزند و بدون ترديد در اينجا استصحاب بقاء خمريّت جارى مىشود زيرا در استصحاب تصريح شده كه متيقّن لازم نيست در زمان تيقّن ، اثرى داشته باشد . همينكه در حال استصحاب و در حال شكّ ، اثرى برآن مترتّب مىشود ، براى جريان استصحاب ، كفايت مىكند . مثال اوّل مرحوم آخوند مانند مثال فوق است . ايشان مىگويد : زيد ، در يك هفتهء قبل ، بهطور قطع ، عالم بوده و از يك هفته به اينطرف ، بهطور قطع مبدأ از او منقضى شده است و « أكرم كلّ عالم » در حال انقضاء مبدأ آمده است . مىگوييم : همين اندازه كفايت مىكند . شما كه در شبهات مفهوميّه ، استصحاب را جارى مىكنيد ، چرا در اينجا رجوع به برائت مىكنيد ؟ اينجا هم جاى استصحاب است . زيد در زمان گذشته و در حال تلبّس به مبدأ ، بهطور قطع ، عالم بوده و الآن كه مبدأ از او منقضى شده ، شك داريم عالم است يا نه ؟ استصحاب مىكنيم عالميّت زيد را . مگر چه فرقى بين اين مثال و مثال « لا تشرب الخمر » وجود دارد ؟ بنابراين آنچه آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » مىفرمايد كه مسألهء برائت در فرض اوّل روشن است - و ما هم آن را قبول داريم - طبق مبناى عدم جريان استصحاب در شبهات مفهوميه است - كه همه جا جاى برائت است ، هم مورد اوّل و هم مورد دوّم - ولى اگر روى مبناى مرحوم آخوند پيش برويم فرقى بين مورد اوّل و مورد دوّم وجود ندارد و در هر دو مورد ، استصحاب جريان پيدا مىكند .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 453
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٥٣