آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » پس از بيان مطلب فوق ، در مقام اعتراض به مرحوم آخوند مىفرمايد : اين زيد كه عالم بود و در زمان تلبّس او به علم ، « أكرم كلّ عالم » از مولا صادر شد ، حال كه تلبّس او منقضى شده چه چيزى را مىخواهيد استصحاب كنيد ؟ ظاهر كلام مرحوم آخوند استصحاب حكمى است . ولى روى بيانى كه مطرح كرديم نه استصحاب حكمى جارى مىشود و نه استصحاب موضوعى . امّا استصحاب حكمى جارى نمىشود زيرا وجوب اكرام زيد در سابق ، بهلحاظ اين بود كه زيد - بدون ترديد - مصداقى از مشتق است . چون عالم بود اكرامش واجب بود .
ولى الآن كه مبدأ از او منقضى شده و شك داريم كه آيا عالم بر او صدق مىكند يا نه ؟
نمىتوانيم حكمى را كه قضيّهء متيقّنهاش وجوب اكرام عالم است بياوريم و وجوب اكرام غير عالم يا مشكوك العالميّة را اثبات كنيم . اينجا بين دو قضيّه ، اتّحاد وجود ندارد ، درحالىكه در استصحاب ، اتّحاد بين قضيّهء متيقّنه و قضيّهء مشكوكه لازم است . امّا در مورد استصحاب موضوعى - به اين كه بقاء عالميت را استصحاب كنيم مانند استصحاب بقاء نهار - مىگوييم : استصحاب موضوعى ، در شبهات مفهوميّه معنا ندارد ، زيرا ما الآن در واقعيت خارجيّه ترديدى نداريم . ما مىدانيم زيد تا ديروز متلبّس به مبدأ بوده و از ديروز به بعد ، مبدأ از او منقضى شده است . بله اگر در يك امر خارجى شك كنيم ، مثلًا شك كنيم آيا تلبّس به علم از زيد كنار رفته يا نه ؟ مىتوانيم بقاء عالميّت را استصحاب كنيم . ولى اينجا كه ريشهء شكّ ما در مفهوم عالم است و در موضوع له هيئت مشتق ترديد داريم نمىتوانيم عالميّت را استصحاب كنيم . « 1 » اشكال دوّم : اگر مرحوم آخوند بفرمايد : « جريان استصحاب موضوعى ، در شبههء مفهوميّه مانعى ندارد و ما نظريّهء شيخ انصارى رحمه الله را قبول نداريم » . ما در جواب مرحوم آخوند مىگوييم : بنابراين بايد در مورد فرض اوّل هم قائل به
هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 242 - 245