اين بدان معنا نيست كه مبدأ هم تا به حال ، فعليّت پيدا كرده باشد . « مفتاح » يعنى « آلت فتح » و در مادّهء فتح ، فعليّت اخذ شده است . اگر گفتيد : « فتح زيد القفل » ، يا « زيد فاتح للقفل » اين فتح ، فعليّت دارد . در اسم آلت هم همين فتح فعلى مطرح است نه اين كه حتماً بايد فتح فعلى در خارج هم تحقّق پيدا كرده باشد . « مفتاح » يعنى وسيلهاى كه براى تحقّق فتح فعلى است ، هرچند تا به حال فتحى با آن تحقّق نيافته و يا اصلًا فتحى با آن محقّق نشود . سؤال : اگر در مورد اسم آلت چنين چيزى گفته شود ، مسألهء نزاع در باب مشتق - يعنى بحث متلبّس و منقضى - را چگونه در آن پياده مىكنيد ؟ جواب : اوّلًا : صاحب فصول رحمه الله و بعضى از بزرگان ديگر « 1 » اسم آلت را از محلّ نزاع خارج دانستهاند . ثانياً : اگر حرف اين بعض را قبول نكنيم - كه قبول هم نخواهيم كرد - واقعيّت مسئله اين است كه در آنجا هم مىتوانيم متلبّس و منقضى را تصوّر كنيم . به اين اعتبار كه اگر مفتاحى كاملًا صحيح است و شكستگى و نقص در آن وجود ندارد و آليت براى فتح در آن محفوظ است مىگوييم : « اين ، متلبّس به مبدأ است » . و اگر كليدى خراب شد و آليت براى فتح را از دست داد مىگوييم : « اين منقضى عنه المبدأ است ، زيرا تا به حال آليت براى فتح داشته ولى الآن آليت خود را از دست داده و صلاحيّت براى فتح ندارد » . در نتيجه در مورد اسم آلت ، در ارتباط با خود معناى هيئت « مِفْعَل و مِفْعَلَة و مِفْعال » مىتوانيم چنين معنايى را مطرح كنيم كه هم فعليت مبدأ را اخذ كرديم و هم معناى اسم آلت محفوظ مانده و هم مىتوانيم متلبّس و منقضى را تصوّر كنيم . آن
هامش
( 1 ) - از جملهء اين بزرگان مرحوم شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب هداية المسترشدين است . رجوع شود به : هداية المسترشدين ، ص 83