لحاظ - داراى عنوان تبعيّت است . و بين تبعيت و فناء فرق وجود دارد . و ما نمىتوانيم ماهيت استعمال را فناء لفظ در معنا بدانيم . اشكال دوّم : برفرض كه ماهيت استعمال ، فناء لفظ در معنا باشد ، ولى شما از اين فناء چه چيزى را مىخواهيد استفاده كنيد ؟ شما مىخواهيد بگوييد : « استعمال يك لفظ در دو معنا ممتنع است ، زيرا اگر لفظ ، فانى در معناى اوّل شد ، ديگر چيزى نيست كه فانى در معناى دوّم شود » . ما مىگوييم : در باب معنا ، معناى اوّليّه و ثانويّه نداريم بلكه اين دو معنا در رديف هم هستند و هيچ تقدّم و تأخّرى در بين آن دو مطرح نيست و اگر ما قائل به فناء شديم ، چه اشكالى دارد كه يك لفظْ فانى در هر دو معنا شود . چه برهانى بر استحالهء اين مطلب وجود دارد آيا فانى شدن يك لفظ در دو معنا ، در استعمال واحد ، بدون اين كه تقدّم و تأخّرى در كار باشد ، مستلزم اجتماع ضدّين است ؟ آيا اجتماع نقيضين را لازم دارد ؟ آيا محال ديگرى پيش مىآيد ؟ خير اين گونه نيست . بله اگر ما در ابتدا معناى اوّل را بياوريم و لفظ را در آن فانى كنيم و بعد به سراغ معناى دوّم برويم ، حرف شما درست است كه اگر لفظى در معناى اوّل فانى شد ، ديگر چيزى نداريم كه بخواهد در معناى دوّم فانى شود . ولى ما اين تقدّم و تأخّر را براى دو معنا نمىبينيم ، ما از اوّل ، لفظ عين را فانى در دو معنا كردهايم و دو معنا را در عرض هم قرار مىدهيم و اگر چنين باشد كدام استحالهاى پيش مىآيد ؟ احتمال دوّم در كلام مرحوم آخوند : احتمال دوّم اين است كه مرحوم آخوند بخواهد بفرمايد : در باب استعمال ، به معنا لحاظ استقلالى تعلّق مىگيرد و اگر معنا متعدّد شد ، لحاظ استقلالى متعلّق به معنا نيز متعدّد مىشود . و اصولًا در تحرير محل نزاع ، ما مسئله را بههمينصورت فرض كرديم كه هريك از معانى بهگونهاى استقلال داشته باشد كه گويا لفظْ فقط در آن استعمال شده است . در نتيجه به لحاظ تعدّد معنا ، لحاظ استقلالى متعلّق به معنا نيز متعدّد مىشود و لحاظ متعلّق به لفظ ، تبعى خواهد بود . به عبارت ديگر : مقصود بالاصالة ، عبارت از معناست و لفظ به تبعيت از معنا متعلّق
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٩٥