تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

اشكالات مرحوم آخوند بر دليل فوق

اشكال اوّل : مرحوم آخوند مىفرمايد : شما كه مىخواهيد الفاظ متناهى را براى معانى نامتناهى وضع كنيد ، آيا تعدّد وضع ، به تعدّد الفاظ است يا به تعدّد معانى ؟ به‌عبارت ديگر : در اينجا ما سه عنوان داريم : الفاظ - كه متناهى هستند - معانى - كه نامتناهى هستند - و وضع - كه فعل واضع است - . آيا وضع الفاظ براى معانى ، تابع الفاظ و متناهى است يا تابع معانى و نامتناهى است ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : وضع ، هميشه تابع معناست ، اگر معنا دوتا شد ، وضع هم دو تا خواهد بود . لفظ عين ، هفتاد معنا دارد و يك لفظ هم بيشتر نيست . ولى آيا چند وضع دارد ؟ آيا يك وضع دارد - چون لفظ واحد است - يا هفتاد وضع دارد - چون داراى هفتاد معناست - ؟ بنا بر قاعده ، تعدّد وضع تابع تعدّد معناست ، يعنى واضع ، يك‌مرتبه لفظ عين را براى چشم وضع مىكند ، بار دوّم براى چشمه و . . . . بنابراين ، وضع متعدد است خواه واضع يكى باشد يا متعدّد ، درهرصورت ، وضع متعدد است . حال كه چنين است ، معانى غير متناهى ، اوضاع غير متناهى لازم دارند و اين داراى اشكال است ، زيرا اگر واضع ، بشر باشد ، همهء افراد بشر هم كه جمع شوند و وضع انجام دهند ، اوضاع آنان متناهى خواهد بود زيرا خودشان متناهى هستند . واضع متناهى ، چگونه مىتواند وضع نامتناهى داشته باشد . و اگر واضع ، خداوند باشد ، اگرچه به‌لحاظ نامتناهى بودن خداوند ، تحقّق اوضاع نامتناهى از خداوند امكان دارد ولى در اينجا اشكال ديگرى مطرح مىشود و آن اين است كه اصولًا وضع ، اصالت ندارد بلكه به عنوان مقدّمهء استعمال مطرح است . و اگر لفظى را براى معنايى وضع كنند ، با علم به اين كه در طول تاريخ حتّى يك‌بار هم در اين معنا استعمال نمىشود ، اين وضع ، لغو است و اثرى برآن مترتب نيست . حال اگر ما وارد دايرهء استعمالات شديم و ديديم استعمال متناهى است و وضعى كه به دنبال آن ، استعمال تحقّق پيدا نكند لغو است و از حكيم صادر نمىشود ، بايد بگوييم : « اگرچه درصورتىكه واضع خداوند باشد اوضاع نامتناهى امكان دارد ولى به‌لحاظ اين كه