كلام ايشان - بهعنوان راه منحصر براى پى بردن به معناى حقيقى مطرح شده است . آيتاللَّه خويى « دامظلّه » در خلال كلماتشان مىفرمايد : در مسألهء تعليم الفاظ به اطفال نيز همين روش بهكارمىرود . تطبيق اين كلام ايشان بر مسألهء اطّراد به اين صورت است كه بگوييم : مثلًا اگر بخواهيم به طفلى ياد دهيم كه اين جسم سيّال مرطوب بالطّبع ، آب نام دارد ، راهش اين است كه از تكرار استفاده كنيم تا طفل بفهمد بين لفظ آب - بدون هيچ قرينهاى - و بين اين معنا ، ارتباط وجود دارد . « 1 » اشكالات كلام آيتاللَّه خويى « دامظلّه » : بيان ايشان - به حسب ظاهر - بيان جالبى است ولى در عين حال ، اشكالاتى برآن وارد است : اشكال اوّل : كلام ايشان ، نياز به توجيه دارد زيرا ايشان بهطور مكرّر به « جميع الاستعمالات » تعبير مىكند و « جميع الاستعمالات » چيزى نيست كه انسان ، عادتاً بتواند برآن احاطه پيدا كند . در نتيجه بايد گفت : در اينجا « كثرت استعمالات » اراده شده است . و كلمهء « اطّراد » كه در لغت به معناى شيوع و كثرت است مؤيّد همين معناست . اشكال دوّم : پس از آنكه توجيه مذكور را در كلام ايشان پياده كرديم مىگوييم : شخصى كه مىخواهد به معناى حقيقى پى ببرد ، وقتى به اولين استعمال برخورد مىكند مثلًا مىبيند مولايى به عبدش مىگويد : جئني بالماء - و فرض مىكنيم اين شخص ، معناى « جئني » را مىداند ولى معناى « ماء » را نمىداند - فوراً مىبيند عبد ظرف آبى براى مولا آورد . اين شخص فكر مىكند كه آيا استفادهء اين معنا از لفظ « ماء » ، استناد به حاقّ لفظ دارد يا به كمك قرينه انجام شده است ؟ اگر در استعمال اوّل
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٢١
هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 121 - 124