تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
بچه به آنجا نمىرسد كه سؤال كند آيا استعمال لفظ « ماء » در اين مايع ، مستند به حاقّ لفظ است يا قرينه‌اى وجود دارد ؟ بلكه وقتى به او گفته شد : اين مايع ، ماء است ، دلالت لفظ « ماء » بر اين معنا را متوجّه مىشود و كثرت براى جلوگيرى از فراموشى است . نتيجهء بحث در راه‌هاى تشخيص معناى حقيقى از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه اطّراد - بما هو اطّراد - هيچ نقشى در شناخت معناى حقيقى ندارد و عدم اطراد نيز نمىتواند به عنوان علامتى بر مجاز مطرح باشد . مسألهء صحّت حمل و عدم صحّت سلب نيز اگر در ارتباط با جاهل و عالم باشد مىتواند نقش داشته باشد ولى اگر در ارتباط با خود شخص - و قبل از تشكيل قضيّه حمليّه - باشد نمىتواند نقش داشته باشد زيرا لازمهء اين فرض اين است كه شخص بايد علم تفصيلى به معناى موضوع له داشته باشد چه در حمل اوّلى ذاتى و چه در حمل شايع صناعى . و بهترين علامات ، تبادر است . تبادر ، دو راه داشت : يكى تبادر عند النفس و مسألهء اجمال و تفصيل است كه اين خيلى كم اتّفاق مىافتد . و ديگرى تبادر عند الغير است كه تبادر نزد عالم ، علامت حقيقت نزد جاهل به وضع باشد . و اطّراد به اين بيانى كه آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » فرمود ، به تبادر برگشت مىكند و نمىتواند اصالتى براى اطّراد به‌وجود آورد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 524 | الشيخ فاضل اللنكراني