اراده است .
4 - ارادهء انشائيه : اين قسم ، بر مبناى اتّحاد طلب و اراده تحقّق دارد . اگر ما طلب و اراده را متّحد بدانيم ، قسم چهارمى به نام « ارادهء انشائيه » يا « طلب انشائى » نيز خواهيم داشت . در باب انشاء ، تفسيرى براى انشاء بيان كرديم و گفتيم : متكلّمِ « مُنْشِئ » ، با لفظى كه در مورد انشاء به كار مىبرد ، تحقّق ماهيت را قصد مىكند . با گفتن « افعل » قصد مىكند كه ماهيت طلب تحقّق پيدا كند و اين را ما به « انشاء طلب » و طلب آن را به « طلب انشائى » يا « ارادهء انشائيه » تعبير مىكنيم . در نتيجه ، در باب اراده چهار نوع اراده وجود دارد : مفهوم اراده ، وجود ذهنى اراده ، وجود حقيقى و خارجى اراده ، وجود انشائى اراده . حال بحث در اين است كه آيا كسانى كه مىگويند : « اراده در موضوع له الفاظ نقش دارد » ، كداميك از اين اقسام اراده را درنظر دارند ؟ ظاهر اين است كه محلّ نزاع در وجود حقيقى اراده است . وجود حقيقى اراده ، يك معناى جزئى است زيرا وجود ، مساوق با تشخّص و جزئيت است . و وقتى جزئى شد ، به تكثر واقعيات ، اراده داراى تكثّر مىشود . آيا اين وجود حقيقى اراده در معناى « حيوان ناطق » - بهصورت جزء يا قيد - دخالت دارد ؟ يعنى آيا انسان به معناى « حيوان ناطق » ى است كه ارادهء حقيقى متكلّم به آن تعلّق گرفته است ؟
نظريهء اوّل ( عدم دخالت اراده در موضوع له الفاظ )
مرحوم آخوند معتقد است : اراده ، نقشى در موضوع له الفاظ ندارد . ايشان براى اثبات مدّعاى خود سه دليل ذكر مىكند ولى ادلّهء طرف مقابل را ذكر نمىكند و تنها اشاره مىكند به مطلبى كه از « عَلَمين » - شيخ الرئيس و خواجه نصير الدين طوسى - در اين زمينه ذكر شده است . دليل اوّل مرحوم آخوند : ما وقتى لفظ « انسان » را مىشنويم جز معناى « حيوان